مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۳۳۷۰۶
زمان انتشار : ۰۸:۵۱ - ۱۳۹۶/۱۱/۲۱

نگاهی اجمالی به شخصیت فوتبالی جادوگر

پرتلاتم همچون کریمی

شماره هشت پس از چند سال دوباره وارد مستطیل سبز شده است و عنوان مربی را یدک می‌کشد. تصمیمات اشتباه داوری بار دیگر صدای او را در آورد تا جایی که یقه‌ی مجری برنامه نود را گرفت و باز هم به تیتریک تبدیل شد.

به گزارش  بدون تردید یکی از نوابغ فوتبال ایران است که در نقطه‌ی اوج کارنامه‌ی خود به نام بایرن مونیخ آلمان رسید. در آستانه پیوستن به استقلال بود که سر از پرسپولیس در آورد. مدتی را در کشورهای حاشیه خلیج فارس دنبال کرد و پس از آن به اروپا رفت. دوران فوتبالی جادوگر دوباره به ایران گره خورد و سر از استیل آذین، پرسپولیس و تراکتورسازی در آورد.

حال پس از چند سال دوباره وارد مستطیل سبز شده است و عنوان مربی را یدک می‌کشد. تصمیمات اشتباه داوری بار دیگر صدای او را در آورد تا جایی که یقه‌ی مجری برنامه نود را گرفت و باز هم به تیتریک تبدیل شد.

زندگی فوتبالی او همواره پرتلاتم بوده و در ادامه می‌خواهیم نگاهی بندازیم به این پستی و بلندی‌ها.

۱- بازیکن اصلی تیم ملی بود. همه ما امیدمان به ساق‌های جادوگر جوان بود. جام جهانی می‌توانست برای ما رویایی باشد. همه امید داشتند که این بار طلسم را بشکنیم و برویم مرحله بعد جام جهانی، آنجا که در حسرتش سال‌ها سوخته‌ایم. می‌گفتند اختلاف نظرها در تیم زیاد است. کنترل بازیکن‌ها از دست برانکو خارج شده است و بازیکن‌ها در اردو روابط خوبی با هم ندارند. کنار هم نگه داشتن بازیکن‌های بزرگی چون دایی و کریمی کار هر مربی نبود. برانکو آن تیم را با دستاوردی کمتر از انتظار ما راهی ایران کرد. خودش اما برنگشت تا علی کریمی در مصاحبه‌اش از خجالتش در بیاید. کریمی در مصاحبه اش گفته بود: «در صورتی كه برانكو واقعا مربی تيم ملی بود اكنون به همراه تيم به ايران باز می‌گشت و جواب مردم را می‌داد. تيم ما تيمی نبود كه در جام جهانی موفق شود و برانكو مربی‌ای نبود كه كار بزرگی انجام دهد» چند سال گذشت. برانکو بالاخره به ایران بازگشت. کریمی با کی‌روش مشکل پیدا کرده بود. این بار روایت کریمی متفاوت شده بود. جادوگر در مصاحبه‌ای تاکید کرد که برانکو بهترین مربی خارجی پس از انقلاب در ایران است. شاید نظر فنی کریمی در مورد برانکو پس از چند سال تغییر کرده باشد. شاید اینگونه باشد اما بگذارید ما باورش نکنیم. بگذارید ما فکر کنیم که اگر با کی‌روش مشکل پیدا نمی کرد، هرگز چنین صحبتی نمی‌کرد.

۲- بعد از برگشتنش به ایران، تقریبا با همه افرادی که کار کرده به مشکل خورده است. رویانیان و آجرلو و ژوزه پرتغالی از جمله این آدم‌ها بودند. علی کریمی از آدم‌های غیرفوتبالی در فوتبال گلایه می‌کرد تا روزی که علی دایی در حمایت از دو بازیکن پرسپولیس، علیه مدیریت غیرفوتبالی این باشگاه سخن گفت. آنجا بود که کریمی باز در نقش جدیدی فرو رفت و از مدیریت وقت در برابر انتقادات دایی دفاع کرد. شاید او واقعا به این نتیجه رسیده بود که مدیریت غیرفوتبالی پرسپولیس می‌تواند بهتر از گذشتگان کار کند و از آنها جانانه دفاع کرد. شاید اینطوری باشد، اما بگذارید ما فکر کنیم مشکل کریمی با دایی هم تاثیرگذار بوده است.

۳- با کارلوس کی‌روش رابطه خوبی داشت. به قدری این رابطه نزدیک بود که مانوئل ژوزه اعتقاد داشت علی کریمی تیمش را با دستور کی‌روش به هم ریخته است. خبر دستیاری علی کریمی در تیم ملی بعضی‌ها را خوشحال کرد، بعضی‌ها را هم شوکه کرد. او بدون هیچ مدرک مربیگری دستیار کی‌روش شد. در ادامه کریمی هم مثل اکثر دستیاران کی‌روش، با او مشکل پیدا کرد و رفت. سه سال گذشت و حالا کریمی باز هم نظرش تغییر کرده است. او می‌گوید کسی بدون مدرک مربیگری نباید به کادر کی روش اضافه شود. او که خود رطب خورده بود، اکنون منع رطب می‌کند. بهتر نیست علی کریمی که از بی‌برنامگی و ناکارآمدی صحبت می‌کند، توضیح دهد دستیاری بدون مدرک در کنار کی‌روش را به حساب چه چیزی گذاشته بود؟ اینکه چون بازیکن بزرگی بوده، حق داشته در این سیستم ناکارآمد از ضعف‌ها استفاده کند و جایی بنشیند که حقش نبوده است؟

۴- علی کریمی در سه موضوع در سه تاریخ بسیار نزدیک نیز نمره مردودی گرفته است. با بدهکار بزرگ بانکی نشست و برخاست داشته است. عده‌ای می‌گویند مشکل کریمی با کی‌روش از اختلاف نظر در چگونگی توزیع پول‌های بذل و بخشش شده بدهکار بانکی در آستانه جام ملتها بوده است. جادوگری که در مورد آلودگی هوا و هرآنچه که هست نظر می‌دهد، حتی یک بار هم در مورد این متخلف بزرگ بانکی حرفی نزده است. مورد دوم که این است که او وقتی می‌دانست باشگاه نفت تهران میلیاردها تومان به بازیکن‌ها و مربیان و حتی رستوران‌دارها و سوپرمارکت‌ها بدهکار است، بدون اینکه به این موضوع توجهی کند، باز هم بدون مدرک مدرک a مربیگری ، خودش را در قامت یک سرمربی دید و روی نیمکت تیم بدهکار و ورشکسته نفت نشست. کاری که فقط هومن افاضلی و آتیلا حجازی و حمید درخشان می‌توانستند انجام دهند، نه آدم‌های بزرگتری. مورد سوم از برخورد عجیب او با تخلفات صورت گرفته در پرسپولیس است. او گوشه چشمی هم به از بین نرفتن محبوبیتش دارد. کریمی حتی یک کلمه هم در مورد جعل، دروغ و موضوعات مالی پیش آمده در باشگاه پرسپولیس صحبت نکرد. او شهامت این کار را نداشت و حتی عادل فردوسی‌پور را بارها برای پیگیری‌هایش مورد عنایت قرار داد.

۵- علی کریمی را جدی نگیرید. او خودش نماد ناکارآمد بودن و آدم اشتباهی بودن است. ۳ بار بدون داشتن مدرک مناسب رو به مربیگری آورده است. تیم ملی را رها کرد. نفت را به چالش کشید و بعد هم تیم پرطرفدار سپیدرود را نشانه گرفت. او می‌تواند حرف‌هایش را بزند و در دادگاه یا کمیته انضباطی از آن‌ها دفاع کند، اما ما نمی‌توانیم برای کریمی دست بزنیم. تا وقتی که قبل از حرف زدن، رفتارش جوری باشد که به اصلاح طلبی اصیل جلوه کند. مثل مهدی مهدوی کیا. او که اصلاح را از خویش آغاز کرد.

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

صدا و سیما هیچ وقت به صورت شفاف از همین نظرسنجی ها و میزان مخاطبان و رضایت آنها صحبت نکرده است. کاش صدا و سیما می گذاشت همین جشنواره مردمی را جای دیگری به غیر از صدا وسیما برگزار می کرد. کاش صدا و سیما می گفت دغدغه اصلی مردمش چیست و آنها چه چیزهایی از رسانه ملی می خواهند. کاش صدا و سیما می گفت که مهمترین ایراداتش در برنامه های رادیویی و تلویزیونی چیست که مخاطبانش روز به روز کاهش دارد نه افزایش!

متین مسلم

آیا امید بازگشت آرامش پایدار به خلیج فارس هست؟ | ۲ منطق متناقض یک دیپلماسی