مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۳۵۹۲
زمان انتشار : ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۶/۰۳/۱۶

بررسی سه موضوع فوتبالی رایج در ایران

هوای این روزهای فوتبال ما

از تأثیر پنهان میشاییل هنکه در کارنامه ی مظلومی تا ساق های یک ساله و مربیان موقت

به گزارش ، این روزها در سایه ی فوتبال ایران اتفاقاتی می افتد که به چشم همگان نمی آید. در این مقاله به سه مورد از این حواشی می پردازیم.

اینکه چرا پرویز مظلومی این روزها خانه‌نشین است، ارتباط مستقیمی دارد با عملکردش در استقلال. اینکه چرا بعد از دور اول جدایی‌اش از استقلال به صورت پی‌درپی در بوشهر و کرمان به نتیجه‌ای بهتر از سقوط نرسید و اینکه چرا در دوره دومش در استقلال هم تنها یک فصل ماندگار شد و با یک باخت در دربی، ناچار شد جایش را به کم‌تجربه‌ای مثل منصوریان بدهد، برمی‌گردد به انتخاب‌ها، رفتار و مشاوره‌های غلطی که گرفت! نمونه بسیار بزرگش را این روزها در حوالی نیمکت باشگاه بایرن‌مونیخ می‌بینیم؛

میشاییل هنکه. روزی که هنکه به استقلال آمد، خیلی از او شناخت نداشتیم. از روزی هم که از استقلال رفت، تازه شروع کردیم به آشنایی با او. هنکه بعد از جدایی از استقلال، ابتدا به عنوان مدیر بخش استعدادیابی در اروپا به استون ویلا پیوست و بعد دو سال در اینگولشتات به عنوان مربی موقت، فعالیت کرد. مربی موقت فردی است که به صورت کوتاه‌مدت جانشین سرمربی اخراجی می‌گردد تا زمانی که گزینه مناسب‌تری پیدا شود. او در این مدت در اینگولشتات، مربی معتمد بود و هم به عنوان مدیر فنی و هم به عنوان سرمربی موقت در باشگاه حضور داشت. هنکه حالا در یک‌قدمی نیمکت بایرن‌مونیخ است. امکان دارد به عنوان دستیار آنچلوتی برگزیده شود و روی نیمکت پرافتخارترین تیم آلمان بنشیند و شاید هم این اتفاق رخ ندهد. سؤال اینجاست که  پرویز مظلومی کجاست؟ پرویز مظلومی چندبار در زندگی‌اش این بخت و اقبال را داشت که بتواند در کادر فنی تیمش از مردی مثل هنکه بهره ببرد؟ چندبار دیگر کوشید تا از توانایی‌های فردی مثل او استفاده کند؟ دیگر دستیاران وقت استقلال کجا هستند؟ هنکه کجاست؟ حتی با نگاهی درست‌تر، مدیری که هنکه را به استقلال آورد حالا کجاست؟

اگر فوتبال ایران پیشرفت نمی‌کند، یکی از دلایلش این است که انتخاب‌هایش عمدتاً غلط است و روی همان معدود انتخاب‌های درست، پافشاری نمی‌کند.

اینکه پرویز مظلومی در خانه می‌نشیند، احتمالاً ربط مستقیم دارد به نوع بهره‌گرفتنش از الماسی مثل هنکه که حالا این اقبال را دارد که روی نیمکت مونیخ و در کنار مردی چون آنچلوتی بنشیند.

۲- اگر فوتبال ایران رو به جلو حرکت نمی‌کند، دلیلش این است که اشتباهاتِ همیشگی را تکرار می‌کند. درجازدن، بزرگ‌ترین دلیلی است که سبب می‌شود تا فوتبال ایران، مدام از کشورهای دیگر عقب بیفتد.

فصل نقل و انتقالات، بزرگ‌ترین فرصتی است که در آن، متوجه شویم فوتبال ایرانی با خودش چند- چند است. چیزی که تا امروز در فصل نقل و انتقالات دیده‌ایم، چیزی غیر از درجازدن و تکرارکردن اشتباهات تکراری را نشان نمی‌دهد.

این روزها در فوتبال ایران، رسم بسیار نامناسب و پر سودی به نام قرارداد یک‌ساله رایج شده که هیچ دلیلی غیر از «غیرحرفه‌ای‌گری» ندارد. قرارداد یک‌ساله به چندین دلیل خیانت است. اول اینکه از نیم‌فصل دوم به بعد، بازیکن به فکر حفظ ساق است؛ چون برای سال بعد تعهدی ندارد و تعهدی را هم از طرف باشگاه حس نمی‌کند. نتیجه اینکه بازیکن می‌کوشد تا مصدوم نشود و بیرون نماند.

دوم اینکه قرارداد یک‌ساله به ضرر باشگاه است؛ چراکه اگر بازیکن در طول فصل بتواند درخشش داشته باشد، به‌راحتی به تیمی بهتر خواهد رفت. منشا نمونه بارزی از ضررکردن مجموعه، از قرارداد یک‌ساله است.

سومین ایراد قرارداد یک‌ساله این است که بازیکن همیشه می‌تواند باشگاه را به رفتن تهدید کند و به زبان عامیانه، کار را زمین بگذارد. فقط کافی است مربیِ موردِ تأیید بازیکن از تیم جدا شود و مربی دیگری بیاید. بازیکن، چندماه گربه‌رقصانی می‌کند و مانع از نتیجه‌گرفتن مربی جدید می‌شود و سال بعد هم به‌راحتی به باشگاه دیگری می‌رود.

اخبار نقل و انتقالات را دنبال کنید؛ اکثر انتقال‌هایی که تا امروز در لیگ صورت گرفته، یک‌ساله بوده‌اند و جالب اینکه عمده قراردادهای یک‌ساله را باشگاه‌هایی بسته‌اند که سال قبل از قراردادهای یک‌ساله بیشترین ضرر را متحمل شده‌اند.

۳- سرانجام اعلام شد که مجتبی حسینی مدّ نظر باشگاه ذوب آهن نیست و در سال جدید، سرمربی این تیم نخواهد بود. این خبر را یکی از اعضای هیأت‌مدیره ذوب آهن اعلام کرده و شاید از سوی مدیرعامل تکذیب شود؛ اما یک نکته را باید در نظر گرفت. از پایان لیگ تا امروز، ذوب آهن فرصت داشت تا با مربی خود تمدید کند. در حقیقت همان روزی که باشگاه ذوب آهن از مربیان دیگر برای فصل جدید برنامه خواست، مجتبی حسینی باید درمی‌یافت که در این تیم جایی ندارد. مجتبی حسینی

امسال در ذوب آهن جای یحیی را گرفت و در نیم‌فصل اول هم طوفانی ظاهر شد، اما توپ گرد است و امکان دارد هر لحظه بچرخد.

حسینی به عنوان دستیار، تجربه دارد اما به عنوان سرمربی نه. در نیم‌فصل دوم نشان داد که چه در زمان باخت‌های پی‌درپی در لیگ و چه در میدان آسیایی، در اندازه‌های جمع‌کردن ذوب آهن نبوده و نیست. او زود سرمربی شد و تاوان این زود سرمربی‌شدن را با کناررفتن از باشگاه ذوب آهن پرداخت می‌کند. حتی اگر چرخشی در مذاکرات حاصل شود و سرمربی‌گری باشگاه را مجدداً به او بدهند هم، دیگر اقتدار کافی را ندارد. فرق است بین مربی‌ای که هنوز فصل تمام نشده با او تمدید می‌کنند و مربی‌ای که یک ماه سر می‌دوانندش! کاش مجتبی حسینی‌ها دریابند که سرمربی‌گری فقط در محدوده چمن نیست. اصل بازی، بیرون از زمین صورت می‌گیرد و حسینی بازنده بیرون از زمین است نه درون زمین!

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

بهاره مقدم

برایمان بمان سردار، تا ابد، باهمین لباس خاکی و چهره تازیانه خورده از آفتاب سرزمین کارمانیا و شام، بی جناح!و اخم های درهم کشیده ای که اشداء علی الکفار است!

زلزله کرمانشاه فریبرز ناطقی الهی

فریبرز ناطقی الهی

با کدام منطق می‌گویید بازسازی مناطق زلزله‌زده شروع شد؟