مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۲۶۹۰۱
زمان انتشار : ۰۰:۲۳ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۵

مسکن در ایران جای سکونت نیست، محل تجارت است

چه می شد اگر خانه های 30 چهل متری در نقاط مرکزی شهر ها برای زوج های جوان ساخته می شد و با الگویی مناسب آنها را به زندگی علاقمند می کرد. مگر نه اینکه بسیاری از دانشجویان ارشد و دکتری ما در خارج در خانه های اینچنینی و یا حتی کمتر زندگی می کنند و هیچ غصه ای هم از این بابت ندارند. ولی اینجا که می آیند وضعیت به گونه دیگر می شود.

به گزارش غلامرضا فدایی نوشت:

رادیو اقتصاد از مردم نظر خواهی می کرد که آیا شما با بلند مرتبه سازی در شهر های بزرگ موافقید؟ یکی پاسخ داد که شما دیر این سوال را مطرح کرده اید. دیگر کار از کار گذشته است. و من به نظرم رسید اصلا طرح سوال غلط است و این مبارزه با معلول است و نه با علت.

زیرا علت در این جاست که ما با سیاست های غلط شهرداری ها و با فساد موجود در آن قیمت زمین را که باید رایگان و یا در حد اقل باشد در شهر ها بالابردیم و همه افراد متمکن و غیر آن را به شهر ها فرا خواندیم و حال می پرسیم آیا بلند مرتبه سازی در شهر ها لازم است و یا خیر؟

مسئله مالکیت هم از نظر فقهی در اینجا نه تنها به کمک نیامد که بلای جان شهرها شد. فقها نسبت به مالکیت مردم حساس اند و حقا باید چنین باشد. اما این معنیش این نیست که هر کس مالک زمینی بود بتواند هر طور خواست زمینش را بسازد و از این بدتر این که مالک، زمین را دارد اما شهرداری ها مالک هوا و فضا هستند و هر طور دلشان خواست عمل، و نسبت به حقوق عامه تجاوز می کنند و از نظر فقهی هم هیچ حرجی بر آنها نیست. یعنی فقها در این مورد ورود نکرده اند و یا شاید مسئله را برایشان مطرح نکرده اند و لذا شهرداری ها بی محابا و در برابر پول هر طور بخواهند عمل می کنند ومی بینیم آنچه را می بینیم. آسمانخراشها در کوچه ها و خیابانهای تنگ و تاریک می سازند و ابدا حقی هم از کسی تضییع نشده است!!

شما جاذبه ها را در شهر های بزرگ زیاد می کنید و روستا را تحقیر و فضا فروشی می کنید و پولهای مردم را برای تجارت و سود آوری بند می¬کنید آنوقت به مردم می گویید به تهران و شهر های بزرگ نیایید. خدا می داند که سیاست ها شهرداری ها چه به روزگار کشور که نیاورده است. تحت عنوان آبادنی شهر چه خسارتها که نزده است و این تازه آغاز آن است:
باش تا صبح دولتت بدهد کاین هنوز از نتائج سحر است

البته ممکن است بگویید این روندی است که در کل دنیا جریان دارد. بلی، اولا چرا ما باید الگوی آنها را تبعیت کنیم و ثانیا آنها اگر شهر ها را شلوغ می کنند مراکز معاملات و تجارت با دنیا را دارند و برای کشورشان ارز آوری می کنند. ولی مردم برای سکونت ترجیح می دهند در حاشیه های شهر زندگی کنند و حواشی هم همان امکاناتی را دارد که خود شهر، به علاوه آرامش بیشتر.
ترافیک و آلودگی زیست محیطی و نارحتی های جسمی و روحی دیگر و بیکاری مزمن و یا خدمتی از جنس دوره گردی و مسافرکشی در شهر ها و تخلیه روستاها کمترین عوارض این تصمیم گیری های نابخردانه است. آیا این است شأن ملت ایران؟ در مقابل شهرداری ها منبع درآمد شده اند و اصحاب شهرداری ها خود به نوائی رسیدند. حتی امروزه عضو شورای شهر شدن هم سرقفلی دارد!

این برای این است که مسکن الگو ندارد و اگر دارد برای مرفهین و برای تجارت و ایجاد پنت هاوس ها وغیره است و داریم می بینیم آنچه اتفاق افتاده است که در کوچه ای که صد نفر اگر ساکن است بیش از دو برابر اتومبیل پارک شده و برای قشر ضعیف هم مسکن رویای تحقق نایافته شده است و با تورم موجود محال است کسی بتواند صاحب خانه شود و اگر بخواهد مسکن کوچک مناسب وجود ندارد.
چه می شد اگر خانه های ۳۰ چهل متری در نقاط مرکزی شهر ها برای زوج های جوان ساخته می شد و با الگویی مناسب آنها را به زندگی علاقمند می کرد. مگر نه اینکه بسیاری از دانشجویان ارشد و دکتری ما در خارج در خانه های اینچنینی و یا حتی کمتر زندگی می کنند و هیچ غصه ای هم از این بابت ندارند. ولی اینجا که می آیند وضعیت به گونه دیگر می شود. همانند خوابگاههای دانشجویی برای یک نفر و یا افراد مزدوج با متراژ کم در سطح شهر ساخته شود و در اختیار گذاشته شود. در ژاپن من در هتل های خوب اتاق هایی را دیدم که در حد اقل متراژ حد اکثر امکانات در مرکز شهر تعبیه شده بود.
اما معلوم می شود ساخت مسکن برای تجارت است. برای سود آوری و برای انبوه سازان منبع درآمد و پول سرگردان کشور باید به سمت مسکن بیاید تا از این راه اشتغال هم فراهم شود که البته بد نیست به شرط اینکه عوارض جانبی آن در نظر گرفته شود. مسکن مهر هم با انکه فکر خوبی بود ولی بسیار بد اجرا شد و نقض غرض گردید.

می گویند مسکن به بسیاری از مشاغل دیگر مرتبط است و کارآفرینی می کند. البته درست است ولی به شرط اینکه کارخانجات داخلی به حرکت بیفتد نه اینکه همه چیز ساختمان اقلام وارداتی باشد و برای دیگران کار تولید کند. می توان به اقلام مصرف شده در بسیاری از ساختماهای لوکس ساخته شده مراجعه کرد و دید تا چه مقدار مصالح خارجی است وکجای دنیا مثل ما کار می کند؟
و از این بد تر که می سازیم تا دوباره تخریب کنیم و عمر متوسط ساخت و سازهای ما ۲۰ سال است و بدیهی است که مسئولیت¬های مهندسان در ساخت و ساز هم از این جهت لوث می شود. زیرا ساختمان پس از این مدت دیگر جزو ساختمانهای تخریبی قرار می گیرد.
و این است زندگی فقیران و بند کردن سرمایه بی زبان از طرف سرمایه داران! کجای دنیا اینقدر مسکن گران است که بخش اعظم در آمد هر کارگر و کارمندی را می بلعد؛ اجاره ای باشد و یا خرید!

و عده ای از دولتی و خصولتی و غیر دولتی که خانه های آنچنانی ساخته اند اکنون روی دستشان مانده و نمی دانند چکار کنند. نه حاضرند ارزان بفروشند و نه اجاره دهند و کسی هم از آنها نمی خرد و ثروتی کلان در این جا بند شده است. حال مسکن هایی که برای سود آوری ساخته اند روی دستشان مانده است! و من مطمئنم که صاحبان آنها منتظر فرجی از جانب شهرداری ها هستند تا به نوعی آنها را تحت تأثیر قرار دهند تا این ساختمانها آب شود و خدا آن روز را نیاورد!
و یا تنها دو راه دارند یا همه ایرانیان را به تهران بیاورند و با قیمت ارزان این خانه های شیک را به آنها واگذارکنند تا تکلیف کشور معلوم شود و کشور تهران تشکیل شود و بقیه هم بروند دنبال کار خودشان!. یا این ساختمانها را تبدیل به خانه های کوچک و ارزان قیمت کنند و در اختیار زوج های جوان حد اقل دهساله مقیم تهران و یا شهر های بزرگ بگذارند تا امیدی برای آینده کشور و باروری رو به ضعف ایران شود. و تا شاید مسکن هم برای سکونت شود و نه برای تجارت و …

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

علیرضا تاریوردی

سریال برای مخاطب حرفه ای چیزی برای عرضه ندارد و به نظر می رسد برای مخاطب عام ساخته شده است. مخاطبی که خیلی حوصله فکر و صرف انرژی برای حل معماهای پیچیده داستانی را ندارد.صرفا برای سرگرمی و قصه گویی است به اضافه کمی چاشنی ارزشهای اخلاقی و انسانی. بخشی از اوقات فراغت خانواده را پر می کند و تلنگری کوتاه مدت و موعظه وار برای خوب بودن به آنها می زند.

ماکان بند مهدی بذرافکن

مهدی بذرافکن

برای «ماکان بند»؛اگر «خدا» بخواهد، «بنده» عددی نیست که نخواهد | دمتون گرم بچه پول دارهای «یک شبه»!