مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۲۶۴۹۰
زمان انتشار : ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱

ریش و ریشه؛ کدامیک؟

تیغ و ریش رقیب همیشگی یکدیگر بوده اند ؛ زیرا قبل از انقلاب ، این تیغ یود که ریش را می تراشید و بعد ازانقلاب در مواقعی دیده شد که این ریش بود که جامعه و دارایی آن را تیغ می زد و هر کسی که قصد نفوذ در سازمان ها و نهادهای موثر را داشت هیچگاه نمی توانست بدون ریش وارد شود. در صورتی که همین اهمیت را به ریشه انسان ها داده می شد شاید فجایع و مصائب فراوانی جون انفجار حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری و هزاران مفسد اقتصادی که با ریش توانستند اعتباری کسب کنند و با نفوذ موزیانه ، از درون ، حکومت را با مشکلاتی روبرو کنند .

به گزارش دکتر مرتضی بهشتی نوشت:

صداهایی باید نقش مرورگر را داشته باشند و بدون وابستگی حزبی ؛ دیروز خود و جامعه خویش را جستجو کند تا شرایط و خروجی هر رفتاری را تجزیه و تحلیل کند تا مسیر زندگی گرفتار همیشگی سنگلاخ ها نشود .

چون فرد و جامعه ای اگر بر زمین بخورد هزینه برخاستن آن در صورتی که بتواند برخیزد سنگین و گاهی غیر ممکن می باشد . لذا می بایستی مرورگر ی ، خوش دل و بی ادعایی داشته باشیم که صممیمانه و عاری از کوچک ترین بی انصافی و کینه ورزی ، مروری کند بر آنچه که برمن و مردم کشورم گذشت . البته مرور کردن با بیل زدن برای یافتن عیوب و ایرادات کاردرستی نیست زیرا زمین را هم هر چه بیشتر بیل بزنی ، کرمهای بیشتری یافت می شود .

صاحب این اثر سیاه نمایی را دور از شآن قلم و نویسنده می داند و اینکه به پاشنه آشیل ها ی جامعه اشاره می کند قصد جراحی و درمان بیماری ها و بیدارکردن دانایان جامعه را دارد و می خواهد حساسیت حاکمیت را نسبت به آن چه در جامعه می گدرد تحریک کرده و موجبات اصلاح امور را فراهم کند و الا بسان یرخی از اهل قلم مطالب خنثی و کم فایده را می نویسد .
اما سخن از ریش و ریشه و کارکرد هریک .

گرچه ریش گذاشتن مردان نه اختصاص به ایران دارد و نه از نتایج انقلاب اسلامی است زیرا در تمام دنیا ربش هایی با فرم های مختلف می توان دید . لکن بحث سر این است که بعد از انقلاب یا کمی جلوتر از آن ، داشتن ریش برای آقایان تبدیل به یک حسن ونشان انقلابی و اسلامی بودن گردید در حالی که اگر آن همه حساسیتی که صرف ریش و ریش داشتن می شد صرف رشد و بالندگی و آبیاری ریشه افراد می شد و باطن جامعه و هستی مردم را با مبانی نورانی دین ، آبیاری می کردیم و ریشه های اعتقادی مردم از روی زمین به عمق و جان و ضمیر مردم انتقال می دادیم می توانستیم امروز بعد از گذشت چهل سال از استقرار جمهوری اسلامی بدون کمترین نگرانی شاهد جامعه ای می شدیم که در رنکینگ جهانی از حیث مراعات عدالت اجتماعی ، شادابی عمومی ، محیط زیست و همگرایی عمومی ، همزیستی مسالمت آمیز و داشتن خانواده های مستحکم و داشتن جامعه عاری از خشونت و آزار و نبود بسیاری از صفات و اعمال رذیله چون دروغ گویی وغیبت و حسادت و کینه ورزی ودزدی و اختلاس بی شمار که اعتماد عمومی به حاکمبت را متزلزل کرده است در رده بالایی قرار داشتیم . لکن اگر بدون مقابسه وضعیت کشورم با سایر جوامع ؛ فقط امسال خود را با سال قبل و امروزمان را با سی سال پیش مقایسه کنیم می توانیم بگوییم در حال اوج گرفتن هستیم یا افول و ورود در سراشیبی سقوط ؟

آری جامعه و انسانی که می خواهد زنده و پویا بماند باید برخوردار از ریشه هایی محکم و استوارباشد ؛ ریش استواری نیاورده و نمی آورد زیرا با یک تیغ بر زمین می ریزد و از بین می رود اما اگرریشه ی جان و شخصیت انسان ها رشد پیدا کند و حاکمیت ، سرمایه های مادی و معنوی کشورم را به جای مصرف در سطح و ظاهر جامعه وتبلیغ پیرایه های دین و دینداری و بیان فروعات وموضوعاتی که بار توحیدی آن کم می باشد و هیچ فایده ای برای دنیا و آخرت مردم ندارد ؛ به افزایش آگاهی و به باور رساندن مرد نسیت به اینکه اسلام حقیقتی است غیر قابل انکار و دینی است آسمانی تلاش می کرد و به جای سرمایه گذاری سنگبن به حفظ و تقویت شور مردم نسبت به امامان معصوم علیهم السلام ، شعور مردم را به زندگی سرتاسر امید و سلامت و خوب زیستنیارور می کرد به مراتب از ماندگاری بیشتری برخوردار می شد .و به جای کاسبان دین و انقلاب ، دانایان و دین پژوهلن نماد اسلام می شدند و مردم از رفتارهای ناشی از جهل کاسبان ، دین گریز نمی شدند بلکه برای کسب معرفت ودست یافتن به نیک گویی و نیک رفتاری که لازمه زندگی ما می باشد ، رو به سوی مفاهیم دینی می آوردند اما ریش داران بی ریشه این فرصت را از مردم گرفتند.

تیغ و ریش رقیب همیشگی یکدیگر بوده اند ؛ زیرا قبل از انقلاب ، این تیغ یود که ریش را می تراشید و بعد ازانقلاب در مواقعی دیده شد که این ریش بود که جامعه و دارایی آن را تیغ می زد و هر کسی که قصد نفوذ در سازمان ها و نهادهای موثر را داشت هیچگاه نمی توانست بدون ریش وارد شود. در صورتی که همین اهمیت را به ریشه انسان ها داده می شد شاید فجایع و مصائب فراوانی جون انفجار حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری و هزاران مفسد اقتصادی که با ریش توانستند اعتباری کسب کنند و با نفوذ موزیانه ، از درون ، حکومت را با مشکلاتی روبرو کنند . در صورتی که در هیچ یک از دشواری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی اثری و رد پایی از ریشه داران و آنهایی که صاحب ادب و تربیت و شخصیت ریشه دار بودند و نزد معلمان و بزرگترهای واقعی رشد پیداکرده بودند نمی بینید .

امروزهم سرنوشت و فردای حکومت این چنین رقم خواهد خورد گرچه متاسفانه ؛ امروز ورود نامحرمان و نا آگاهان به حقوق مردم و جامعه به گونه دیگری کشور را قربانی جهالت و جمود فکری خوبش کرده است
به امید بیداری

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

فریبرز ناطقی الهی

بازسازی مناطق زلزله زده شروع شده است؟! شمارا به خدای احد نکنید اینکار را!

زلزله کرمانشاه علی نصری

علی نصری

پس‌لرزه‌های درونی