مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۱۷۱۳
زمان انتشار : ۰۵:۱۰ - ۱۳۹۶/۰۳/۰۵

آیا اصولگرایان به اصلاح خود روی می‌آورند؟

چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی و چه ریاست جمهوری، گفتمان اصولگرایی تنها یک شاخص و آن هم هماهنگی صد در صدی با افراد مدعی اصولگرایی را به جای وفاداری به گفتمان قرار داد.از همین ناحیه هم شکست خورد.

به گزارش  علی احمدی در یادداشتی نوشت:

روز شنبه سی ام خرداد نود و شش، یعنی یک روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری، برای جشن پیروزی جمعیت انبوهی جمع شده بودند. مرد و زن ، پیر و جوان، به تعبیر فیلم عروسی خوبان، مردان و زنان لنگه به لنگه ، شکل ظاهر آنها، نوع پوشش، ارتباط آنها با یکدیگر، بروز احساسات آنها و … همه و همه غیر از آن چیژی بود که نیروهای اصولگرا می خواستند و یا از یک آدم درست و حسابی انتظار داشتند.

در آن شرایط به یاد این جمله برژنسکی در سال ۲۰۰۹ و در مصاحبه با ژورنال استریت افتادم: «گفتگو با تهران را حفظ کنید، بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید، چون زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست.» آیا اصولگرایان که خود را نزدیک ترین حلقه به نظام تعریف می کنند، اولین خاکریزی هستند که در پرتو این تحولات جمعیتی سقوط می کنند؟

در هر صورت، جمعیت و نسل مورد نظر، جامعه پذی به سبک انقلاب اسلامی را نگرفته اند. خواه نخواسته باشند، یا متولیان انقلاب نتوانسته باشند و یا ابزار و امکانات آن را نداشته باشند. فرقی ندارد قدر مشترک همه آنها عدم تحقق جامعه پذیری با سبک و سیاق تعریف شده برای انقلاب است. نهادهای متولی امر جامعه پذیری متعدد و سیاست ها و برنامه های آنها متفرق است. آموزه های صدا وسیما، با آموزه های آموزش و پرورش، با آموزه های خانواده، با آموزه های محیط، با آموزه های سایر رسانه ها اعم از ماهواره و شبکه های اجتماعی نه تنها همگون و هماهنگ نیست بلکه متضاد و متعارضند و موجب تشویش هویتی است. جوانان نیز به دنبال هویت یابی خود هستند. در برش های تاریخی مانند انتخابات بهترین محک برای هویت یابی آنان است.

 به نظر می رسد اصول گرایان از تحولات جمعیتی غا فل هستند ، درک درستی از ادبیات و ذائقه نسل جدید ندارند و نسل جدید هم نیازها و مطالبات خود را در ادبیات اصولگرایان نمی بینند. لذا کوه برف اصول گرایی در پرتو داغ شدن تحولات جمعیتی به تدریج دارد آب می شود. آین روند آغاز شده است.برخی رفتارها این روند را شتاب داده است. ده‌ها عیب درونی خود را نمی بینیم و لی یک عیب ظاهری دیگران را برجسته می کنیم. یک گشت درونی برای تذکر عیب های خود را بر نمی تابیم و صدها گشت ارشاد را برای ظاهر دیگران توصیه می کنیم. نشست یک مخالف و رقیب با احدی از این ادم های به ظاهر نادرست و ناحسابی را بر نمی تابیم و لی خود با فاسق ترین این افراد با توجیه هدایت آنها نشست بر قرار می کنیم. مگر هنجارها، کی و چه موقع و در چه شرایطی و توسط چه کسانی شکسته می شوند؟

چاره و راه حل را برخی در اصلاح رفتارها ارائه داده اند. اما من آن را در اصلاح رویکردها و تعریف ها می دانم. برای تبین این موضوع دو خاطره را بیان می کنم. ” کشور هلند به لحاظ رفاه و درامد سرانه در اروپا اول است. در یکی از سفرها از سفیر کشورمان پرسیدم: من سفرهای زیادی به این کشور داشته ام. بسیار نیز دقت کرده ام . اما تاکنون یک ادم درست و حسابی در این کشور ندیده ام. پس این رفاه و درامد چگونه بدست می آید ؟ سفیر پاسخی زیبا داد. او گفت . آقای احمدی تعریفت از ادم درست و حسابی را اصلاح کن همه چیز درست می شود. شما ادم درست و حسابی را در اراستگی ظاهر می بینید و در این جا ادم به ظاهر اراسته کمیاب است.”

” وضعیت مشابه در بعلبک لبنان برایم اتفاق افتاد. بخاطر عوارض ناشی از جنگ باید مرتب قرص می خوردم. هنگام مصرف قرص بود. برای گرفتن آب به مغازه ای مراجعه کردم. فروشنده مغازه خانم جوان و در عین حال بی حجاب بود .جالبتر این که تصویر سید حسن نصرالله بر روی تی شرتش بود. با تعجب پرسیدم این عکس با وضعیت شما تناسب ندارد.چه نسبتی میان شما و این عکس است؟ پاسخ داد سید حسن در مغز من است. در قلب من است. نه در ظاهر من”
اینک لازم است اصولگرایان کمی تعریف خود را از آدم درست و حسابی اصلاح کنند. خیلی از افرادی که ما عیب اندکی در ظاهر آنها می بینیم ، به نسبت عیب های درونی ما سالمتر اند. با تغییر رویکرد و تعریف از آدم ها ، اصلاح رفتار درون گفتمانی و بیرون گفتمانی هم ایجاد خواهد شد.

همین تحول درون گفتمانی اصلاح طلبان، آنان را موفق کرده است. آقایان: هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی ، ناطق نوری ، علی لاریجانی و… متعلق به اردو گاه اصولگرایی بودند. اما به سبب کم ظرفیتی درون گفتمانی و تاکتیک تقیسم بر دو ، آنها از این اردوگاه جدا شدند و در نقطه مقابل به سبب تحول و توسعه ظرفیت،آنها را نه تنها پذیرفتند بلکه به رهبری جریان خود راه دادند. ایا می خواهیم این روند را برای بقیه هم ادامه دهیم؟

در رخدادی مانند انتخابات چه ریاست جمهوری و چه مجلس شورای اسلامی، برای داوطلبین درون گفتمانی همواره چهار شرط لازم و ضروری است. ۱) وفاداری به گفتمان، ۲) توانایی در ارائه برنامه و تحلیل گفتمان، ۳) عقبه اجتماعی و ۴) آسیب پذیری کمتر در برابر نقد رقیبان.

 اما چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی و چه ریاست جمهوری، گفتمان اصولگرایی تنها یک شاخص و آن هم هماهنگی صد در صدی با افراد مدعی اصولگرایی را به جای و فاداری به گفتمان قرار داد. از سه شاخص دیگر نیز کاملا غفلت نمود.از همین ناحیه هم شکست خورد.

مثال می زنم. ممکن است هماهنگی جناب اقای محسن رضایی با مدعیان اصولگرایی و نه گفتمان به نسبت اقای رئیسی شصت به نود باشد. اما قدرت تبین برنامه و تحلیل گفتمان این دو نسبت قبل را با فاصله زیاد بر عکس نشان می دهد. در عقبه اجتماعی ، اگر عقبه اجتماعی گفتمان – نیروهای انقلاب- برای هر دو یکسان باشد، یقینا آقای رضایی از عقبه قومی نیز برخوردار بودند. در شاخص آسیب پذیری نقد رقبا، هم ممکن است گفته شود هر دو اسیب پذیر بودند آما یقینا میزان آسیب پذیری رضایی به مراتب کمتر از آسیب پذیری رئیسی بود. اما ایا در صدر جریان اصولگرایی یک متفکر استراتژیک برای تبین تحولات و گفتمان اصولگرایی وجود دارد؟ یا این که همه فعلان دلسوز و زجر کشیده ای هستند که نه تنها از تبین تحولات جمعیتی و جامعه عاجز، بلکه حتی از تبیین دلسوزی خود برای مردم ناتوانند؟ ایا اصولگرایی به اصلاح خود روی می آورد؟

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

احسان محمدی

به کار بردن واژگان در معنای غیرواقعی در بسیاری از رفتارهای اجتماعی روزمره مان اتفاق می‌افتد. از آن جمله تعارف‌های کلیشه‌ای است که همه به آن خو کرده‌ایم.

علیرضا سلطانی

پایان هیاهوی ترامپ