مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۱۱۰۷۰
زمان انتشار : ۰۹:۱۴ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۷

آن‌ها چه گناهی کرده‌اند؟

موضوع قتل تکان‌دهنده دختر معصوم پارس‌آبادی، مسلما از جانب متولیان قضایی پیگیری عادلانه خواهد شد. اما این عدالتی بورکراتیک است که در آن نقش متولیان آسیب‌شناس عمومی و جامعه‌شناخت تخصصی به طور عمده نادیده انگاشته شده و حلقه آخر در فرآورده عدالت قضایی به مثابه همه عدالت فرآیندی فرض گرفته می‌شود. افکار و اخلاق عمومی چندان محق نیست مسئولیت‌های وجدانی خود را به صرف اقدام بورکراتیک حوزه قضایی خاتمه یافته فرض کند.

به گزارش متین مسلم نوشت:

موضوع قتل تکان‌دهنده دختر معصوم پارس‌آبادی، مسلما از جانب متولیان قضایی پیگیری عادلانه خواهد شد. اما این عدالتی بورکراتیک است که در آن نقش متولیان آسیب‌شناس عمومی و جامعه‌شناخت تخصصی به طور عمده نادیده انگاشته شده و حلقه آخر در فرآورده عدالت قضایی به مثابه همه عدالت فرآیندی فرض گرفته می‌شود. افکار و اخلاق عمومی چندان محق نیست مسئولیت‌های وجدانی خود را به صرف اقدام بورکراتیک حوزه قضایی خاتمه یافته فرض کند.

مادر قاتل:
“همسايه‌ها ما را خيلي اذيت مي‌كنند. من به امام‌جمعه پارس‌آباد گفته‌ام كه روي منبر هم بگويد كه درخانواده ما به جز پسرم هيچ نقشي در قتل آتنا نداشته است. ما عذاب وجدان داريم براي كارهايي كه پسرم انجام داده. ما مي‌خواهيم كه مردم حساب ما را از او جدا كنند. مردم آمده‌اند در خانه ما را شكسته‌اند و وقتي ما را مي‌بينند ناسزا مي‌گويند. بالاخره ما در اين شهر زندگي كرده‌ايم و مي‌خواهيم در همين شهر به زندگي‌مان ادامه بدهيم.

برادر قاتل:
“ما خانواده آبروداري هستيم.ما را قرباني برادرمان نكنند. بچه‌هايش در اين شهر زندگي كرده‌اند و آبرو دارند. زندگي ما نابود شده. برادرم در پارس‌آباد كار اداري داشته الان يك هفته است همه‌چيزش را گذاشته و فرار كرده چون مردم هر وقت ما را مي‌بينند آزار و اذيت‌مان مي‌كنند. آبرو و حيثيت‌مان رفته. نمي‌توانيم سرمان را بلند كنيم”.(خبرگزاری خبرآنلاین ۲۵ تیر ماه ۱۳۹۶)

آنچه مطالعه کردید بخشی از مصاحبه دردناک خانواده قاتل آتنا دختر بچه معصومی ست که در پارس آباد مغان به طرز دهشتناکی به قتل رسید . خبر تکان دهنده یی که نه تنها ایران بلکه دنیا با ان همه فجایع روزانه را بهت فرو برد.. من البته نه جامعه شناسم، نه آسیب شناس و روانشناس اجتماعی،ممکن است شما هم نباشید. اما همه می دانیم یک جامعه در معرض آسیب های متعدد وممتد (صرف نظر از موضوع،ماهیت و علل آن)به این تخصص ها در حوزه علوم انسانی برای بررسی علل تولید و باز تولید خشونت و نابسامانی و فائق آمدن بر آنها به شدت نیازمند است. چرا این همه خشونت عمیق و فجیع!؟،آنهم در منطقه یی که علی القاعده در معرض خشونت های سیستماتیک شهری قرار ندارد.

موضوع قتل تکان‌دهنده دختر معصوم و زیبای پارس آبادی، مسلما از جانب متولیان قضایی پیگیری عادلانه خواهد شد. اما این عدالتی بورکراتیک است که در آن نقش متولیان آسیب شناس عمومی و جامعه شناخت تخصصی به طور عمده نادیده انگاشته شده و حلقه آخر در فرآورده عدالت قضایی به مثابه همه عدالت فرآیندی فرض گرفته می‌شود. .فارغ از آنچه در بطن جامعه و عدالت عمومی می‌گذرد، هدایت عدالت عمومی به سمت قضاوت و مواضع شخصی (رابطه میان مقصر و قربانی) بدون تردیداما با نگرانی!،به سمت هیچ عدالت فراگیر و آرامش عمومی حرکت نخواهیم کرد. افکار عمومی نیز چندان محق نیست مسئولیت های وجدانی و اخلاقی  خود را به صرف اقدام بورکراتیک حوزه قضایی خاتمه یافته فرض کند.

در موضوع قتل دختر بی گناه و معصوم پارس آبادی از هر زاویه یی می توان سخن گفت . اما شخصا مایلم از زاویه نگرانی های دلهره آور بازماندگان قاتل سخن بگویم که صدای بی گناهی آنها در این فاجعه شنیده نمی شود. شخصی شدن ساحت عدالت و وجدان عمومی، مخاطره یی جدی به دنبال دارد که کنترل و اصلاح آن وظیفه مشترک متولیان قضایی، اجرایی، قانونی و البته رسانه های ملی و عمومی است. بروز هیجان در یک فاجعه و تاثر عمومی شاید امری طبیعی باشد و حق قانونی بازماندگاه قربانی امری طبیعی‌تر. اما در نقطه مقابل کنترل هیجان ها و دفاع موثر از قانون و حقوق احاد مردم در دو سوی یک موضوع، وظیفه یی حاکمیتی در همه ابعاد آن است. ویژگی اصلی حاکمیت تسلط بر اعصاب و اعمال وجدان عمومی و حاکمیتی است.

چرا باید کار به جایی برسد که خانواده بی گناه قاتل بی آبرو شده، از شهر و دیار خود متواری و در جایی پناه بگیرند که هیچ پناهی و امانی در آن ندارند بدون آنکه مقصر باشند!؟ آنها در برابر قضاوتی از پیش شکل گرفته، حتی قادر به بیان توضیح، اندوه و همدردی خود نیستند.به راستی گناه آنها چیست؟ اندوه جانگداز خانواده آتنا قابل تسکین و مداوای زود هنگام نیست خدا به آنها آرامش و صبر بدهد..اما بخش ها ولایه هایی از افکار عمومی نباید برای جبران، مادر، برادر، همسر، کودکان و سایر بازماندگان قاتل را به قربانیان ثانویه این فاجعه تبدیل کنند. آنها بیش از هرکسی زیر فشار روانی، روحیه از بین رفته، شرم و خجالت در حال خرد شدن و نابودی هستند. لطفا آنها را به حال خودشان رها کنید.

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

احسان محمدی

به کار بردن واژگان در معنای غیرواقعی در بسیاری از رفتارهای اجتماعی روزمره مان اتفاق می‌افتد. از آن جمله تعارف‌های کلیشه‌ای است که همه به آن خو کرده‌ایم.

علیرضا سلطانی

پایان هیاهوی ترامپ