مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۳۶۵۶۶
زمان انتشار : ۰۹:۰۹ - ۱۳۹۶/۱۲/۲۳

از نوروزی خوانی تا عروس گوله و خانه پازن؛

گیلان در نوروز | آیین هایی کهن با رنگ و بوی مذهب

آداب و رسوم گیلان در ایام نوروز چونان تمامی مراسمات سنتی که از دیرباز تا کنون در این استان برجای مانده به حدی گوناگون و فراوان است که پرداختن به تک تک آن ها در این مجال ممکن نیست.

گروه اجتماعی اختصاصی | «همي خوانم امام اولين را

شه کشور اميرالمؤمنين را

وصي و جانشين يعني علي را

به ياسين والف لام و به فيروز

دهيد مژده که آمد عيد نوروز

امام دومين هم دسته ی گل

شفاعت مي کند او بر سر پل

اما سومین شاه جهان است

بود نامش حسین شاه یگانه و . . . .»

این شعر که در مدح دوازده امام ادامه می یابد سال هاست به گوش اهالی گیلان زمزمه ای آشناست. آیین سنتی نوروزی خوانی که خبر از آمدن نوروز و تمام شدن فصل سرما و طلوع دوباره ی خورشید گرم می دهد، قدمتی به بلندای تاریخ دارد و پیشینه آن به قبل از اسلام بر می گردد.

الکساندر خوتسکو، ایران شناس روسی در کتاب خود “نمونه های محبوب از شعرفارسی” به بخشی از این اشعار که به زبان های گیلکی، تالشی و مازندارنی در نوروزی خوانی ها زمزمه می شود، پرداخته و به اطلاعات ارزنده ای درباره ایالات شمالی ایران اشاره کرده است.

نوروزی خوانی

ریحانه صفرنژاد کارشناس ارشد جامعه شناسی در این باره می گوید: “آیین نوروزی خوانی قرابت نزدیکی با آیین های دین زرتشتی دارد. گروه هایی در قالب آوازخوانان دوره گرد، دیار به دیار حرکت می کردند و نزدیکی بهار را بشارت می دادند و از هرخانه ای چیزی به عنوان پاداش دریافت می کردند و بعد از اسلام، اشعار رنگ و بوی مذهبی به خود گرفت.”

وی در ادامه افزود:”این حرکات دسته جمعی برای آواز که غالبا با سازهای بادی و پرحجم همراه بود، یک ماه مانده به بهار آغاز می شد تا نمادی باشد برای اینکه پس از یک زمستان سخت و سرد اینک فصل حرکت و پویایی در راه است و برای ورودش به جشن و پایکوبی می پرداختند  و در ازای آوازشان از صاحب خانه هبه دریافت می کردند که سال ها بعد این هبه تبدیل شد به دریافت مقادیری برنج و حلوا و تخم مرغ و میوه و اکنون هم این آیین به همین شیوه ادامه دارد و نوروزی خوانان از اواسط بهمن به درب منازل می آیند و صاحب خانه ها به آنان مبلغی پول می پردازند.”

خانه پازن

صفرنژاد از رسم دیگری در میان گیلانیان نام برد با عنوان”خانه پازن”. وی ادامه داد:” صبح روز عید یک فرد خوش قدم با کاسه ای پر از آب و گلبرگ های گل و شاخه ای شمشاد، پس از تحویل سال وارد خانه می شود. آّب و گلبرگ ها را در گوشه درهای ورودی خانه می ریزد و شمشاد ها را از در آویزان می کند. شمشاد در ادبیات و فرهنگ گیلان نمادی از استواری و استحکام و خوش یمنی است. آب نشانه ای از روشنی و گل نماید از عشق است. برکت و روشنی، ارمغان  خانه پازن برای میزبان است. ”

نذر سبزه

علی براری یکی از پژوهشگران حوزه گیلان نیز در گپ و گفتی کوتاه در باره آداب و رسوم نوروز در گیلان گفت: ” سفره هفت سین در همه جای گیلان شناخته شده است؛ اما در برخی نقاط استان به خصوص مناطق تالش نشین، قیچی نیز یکی از ارکان اصلی سفره هفت سین است.”

وی افزود:” در این منطقه هرکس که به میهمانی می رود رسم است که با قیچی قدری از سطح سبزه سفره هفت سین بچیند و قبل از چیدن، نیت حاجتی داشته باشد و معتقدند به این شیوه حاجت روا می شوند و برکت زندگی افزون می گردد که این رسم ریشه در شغل دیرینه گیلانیان یعنی کشاورزی دارد. آن ها سبزه هارا هرس می کنند تا بیشتر رشد کند و با این عمل به نحوی مرحله کاشت و داشت و برداشت محصول را به تصویر می کشند.”

دیدار با خانواده های داغدیده

براری اضافه کرد:”در برخی نقاط گیلان رسم است  اگر همسایه یا فامیلی دارند که در سوگ عزیزی نشسته است، سفره هفت سین را در مجمع می چینند و همراه با فانوس، چراغ یا شمع بعد از سال تحویل به خانه آن فرد می برند و یاد عزیز از دست رفته اش را در بهار طبیعت زنده می کنند. ”

عروس گوله

یکی از آیین هایی که از دیرباز تا کنون در نوروز گیلانیان دیده می شود نمایش”عروس گوله” است. این نمایش که معمولا سه رکن اساسی متشکل از نازخانم، غول و پیریابو دارد، ریشه اش به اسطوره های کهن برمی گردد.

نمادهای کهنه و نو با یکدیگر می جنگند و بر نیروهای اهریمنی فائق می شوند. از آنجایی که شخصیت اصلی این داستان را یک زن برعهده دارد اما به نظر می رسد به علت ساختار مذهبی پس از ورود اسلام، مردها خود را در هیبت زنان در آورده و به ایفای نقش می پدازند، کما اینکه در کتب تاریخی نیز درباره شیوه اجرای این نمایش آمده که مردان با استفاده از صورتک نقش ناز خانم را بازی کرده اند.

این داستان که ریشه در باورهای زرتشتی دارد، به شکل تمثیلی بیانگر مدح کشاورزی است. غول با لباسی که از آن منگوله ها و زنگوله های متفاوت آویخته شده و نمادی از حرکت و پویایی کشاورزی و دامداری، حرکت گله ها و قشلاق کردن ایل به مناسبت بهار است. غول که همان سال نو و بهار طبیعت است، نازخانم را که نماد طبیعت و زمین کشاورزی است به تصاحب خود در می آورد تا پایان سال که نازخانم پیر می شود و از یک غول جوان شکست می خورد.

پیروزی غول جوان بر یک طبیعت پیر، همان مفهوم صبح سپید در پایان شب تیره است و در قسمت هایی از این نمایش می خوانند:

غول :

آهاي پير بابو

تي افسار کهنه وابو

تي پالون پيربابو …

پيربابو :

آن غول ببين غوله

آنه کمر بجير چوله

کمر بجور نقره…

غول :

عروس‌گوله مي‌شه

مي‌جانه شه

مي‌دلشه

سياه کشمشه …

حضور در اماکن مقدس

آداب و رسوم گیلان در ایام نوروز چونان تمامی مراسمات سنتی که از دیرباز تا کنون در این استان برجای مانده به حدی گوناگون و فراوان است که پرداختن به تک تک آن ها در این مجال ممکن نیست. اما با توجه به وابستگی عمیق مردم استان به باورهای مذهبی، بسیاری ها ترجیح می دهند سال تحویل را در مکان های مقدسی از جمله بارگاه مطهر سیدجلال الدین اشرف(ع) در آستانه اشرفیه، حرم حضرت فاطمه اخری(س) در رشت، حرم امامزادگان ابراهیم و اسحاق (علیهم السلام) در شفت، بقعه متبرکه دانای علی در رشت و سایر مکان های مقدسی از این دست و نیز در کنار مزار شهدای عظیم الشان گیلانی حضور داشته باشند. چند سالی است که این حضورها در چنین مکان های معنوی افزایش چشمگیری داشته و گیلانیان ترجیح می دهند ضمن حفظ تمامی سنت های کهن خود، بهار طبیعت را با آرامشی که از این فضاهای روحانی دریافت می کنند آغاز نمایند.

تهیه و تنظیم: گروه اجتماعی مجله اکترونیکی اختصاصی

ekhtesasee.com

ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

صدا و سیما هیچ وقت به صورت شفاف از همین نظرسنجی ها و میزان مخاطبان و رضایت آنها صحبت نکرده است. کاش صدا و سیما می گذاشت همین جشنواره مردمی را جای دیگری به غیر از صدا وسیما برگزار می کرد. کاش صدا و سیما می گفت دغدغه اصلی مردمش چیست و آنها چه چیزهایی از رسانه ملی می خواهند. کاش صدا و سیما می گفت که مهمترین ایراداتش در برنامه های رادیویی و تلویزیونی چیست که مخاطبانش روز به روز کاهش دارد نه افزایش!

متین مسلم

آیا امید بازگشت آرامش پایدار به خلیج فارس هست؟ | ۲ منطق متناقض یک دیپلماسی