مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۱۹۸۹۷
زمان انتشار : ۱۱:۴۰ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۹

لذت دیدن یک فیلم خوب در ” تابستان داغ” | اشتباهات مادران مدرن و فاجعه ای خاموش

گروه فرهنگی | بهاره مقدم – سینمای اجتماعی اگر دغدغه نداشته باشد و تلنگر ایجاد نکند راه به بیراهه خواهد برد. چونان که برترین فیلم سازان ایرانی نیز گاه در چاله عدم توانمندی در اثر گذاری می افتند و در زدن ضربه نهایی ناتوانند. ابراهیم ایرج زاد در نخستین اثر خود اتفاق خوبی را رقم […]

گروه فرهنگی | بهاره مقدم – سینمای اجتماعی اگر دغدغه نداشته باشد و تلنگر ایجاد نکند راه به بیراهه خواهد برد. چونان که برترین فیلم سازان ایرانی نیز گاه در چاله عدم توانمندی در اثر گذاری می افتند و در زدن ضربه نهایی ناتوانند. ابراهیم ایرج زاد در نخستین اثر خود اتفاق خوبی را رقم زده است. قصه کلیدواژه های متعددی به مخاطب می دهد. مهاجرت، جدایی، زنان شاغل، آیین فرزند داری و مدرنیته. ایمان (علی مصفا) پزشکی است که قصد دارد به زادگاهش همدان برگردد و تخصصش را در اختیار همشهریان بگذارد. همسرش (مینا ساداتی) که سه سال بخاطر بزرگ کردن بچه خانه نشین شده مخالف این مهاجرت است. از سوی دیگر نسرین ( پریناز ایزدیار) نه قصد جدایی از همسرش فرهاد(صابر ابر) را دارد و نه میخواهد به زندگی مشترک با او ادامه دهد. ترجیح میدهد تنها زندگی کند و برای امرار معاش مربی مهد می شود.
سپردن پرهام،فرزند ناخواسته زوج پزشک به پرستار، اصلی ترین بخش داستان را رقم می زند. مادرانی که هریک مجبورند بنابه علتی فرزند خود را در خانه تنها بگذارند یا به دیگری بسپارند. مخاطب با دوخانواده روبروست که جزییاتی از زندگی شان نمی داند و به اندازه ای که کارگردان و نویسنده به آن پرداخته اند با آن ها آشنا می شود. مثلا هیچ کس نمی فهمد نسرین چه هدفی برای زندگیش متصور شده و چرا از فرهاد جدا زندگی می کند؟ آیا نمیخواهد به زندگی سابقش برگردد یا ناز می کند؟ یا کسی نمی فهمد اگر همسر ایمان حامله نبود او از خیر فرزند اولش اینقدر ساده می گذشت یا نه؟ این ها تنها بخشی از ضعف های فیلمنامه پیام کرمی است.
حسن فیلم در این است که شخصیت ها اگر چه دیر، اما پی به اشتباه خود می برند و میفهمند که مصیبت های حادث شده حاصل خودرایی ها و لجاجت هاست. سکانسی که فرهاد در آن می گوید: “ای خاک برسر من که تنهاتون گذاشتم تا تو بری پرستار بچه مردم شی” یا ایمان به همسرش می گوید: ” تقصیر تو که نبوده تو که نمیخواستی بچتو به کشتن بدی” یا سکانس بازگشت به همدان و اسباب کشی نسرین گویای تلنگر فیلم آسیب شناسانه ایرج زاد است و تلاش می کند با عاقبتی که دربرابر مخاطبان به نمایش می گذارد از تکرار این دست خودسری ها پیشگیری کند.
ایزدیار، برای نقش نسرین چیزی شبیه به آنچه در ابدو یک روز بوده را ارائه داده است. صابر ابر اگرچه نقش کوتاهی دارد اما اثر گذار ظاهر می شود. مصفا هم اتفاق خاصی را رقم نزده اما مینا ساداتی یکی از بهترین بازی هایش را در تابستان داغ ارائه داده است. علاوه بر این ها بازی خوب گرفتن از دو کودک توسط کارگردان یکی ازنقاط برجسته فیلم است.
زندگی دوکودک یکی از سطح بالای جامعه و دیگری متعلق به طبقه پایین، تربیت، نوع رفتار با آنها وخانواده هایی اسیر درچنگال مدرنیته، مهمترین پیام فیلم است که اگرچه گاه دچار شعارزدگی هم می شود اما در نهایت به پاس دغدغه مند بودن فیلم باید آن را تحسین کرد.
لحن و ریتم ساده فیلم، گنگ بودن این که کدام یک از دو زن شخصیت اصلی قصه است، غرور و خودخواهی های معمول زندگی که گاه فاجعه می آفریند، پرداختن به قشر ضعیف جامعه و از همه مهم تر توجه به کودکان که مهم ترین و بی دفاع ترین قشر جامعه اند سبب می شود تا نتوان به راحتی از عنوان ” فیلمِ خوب” دادن به ” تابستان داغ” گذشت!

اختصاصی : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

فریبرز ناطقی الهی

بازسازی مناطق زلزله زده شروع شده است؟! شمارا به خدای احد نکنید اینکار را!

زلزله کرمانشاه علی نصری

علی نصری

پس‌لرزه‌های درونی