مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۲۶۵۰۳
زمان انتشار : ۱۰:۰۵ - ۱۳۹۶/۰۸/۲۱

دوگانگی تلویزیون در حل معضل وارونگی فرهنگی یا جذب مخاطب به هر قیمتی؟!

برنامه های تلویزیون جدا از رسالت خود در فرهنگ سازی و معرفی الگو ها و شاخص های موفق؛ گاهی تحت تاثیر هیجانات ناشی از شبکه های اجتماعی قرار می گیرند و حتی سعی می کنند به منظور جذب مخاطب، سوار بر این موج هیجانات شوند و از آن استفاده کنند.

به گزارش  افزایش استفاده از اینترنت و به ویژه شبکه­ های اجتماعی موبایلی این روزها به رغم استفاده ­های مفیدی که دارند، باعث شده تا والدین و فرزندان امروزه ساعت ها از وقت و هزینه خود را صرف مشاهده مطالب بیهوده و بی ارزش در برخی کانال ها و صفحات کنند.

دکتر مهرداد توکلی راد، عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور گیلان و کارشناس علوم اجتماعی در گفتگو با روشن خبر با اشاره به عطش بی مورد برخی در استفاده از شبکه های اجتماعی می گوید: قرار نیست در فضای مجازی بی امان دنبال اطلاعات باشیم، اطلاعات همیشه وجود دارند و ما باید متناسب با نیاز خود به سراغ آن برویم

وی می گوید: ۸۰ درصد از خانوارهای ایرانی بین ساعت های ۸ تا ۱۲ شب از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند، یعنی در بهترین ساعاتی که در خانه باید کنار اعضای خانواده باشند.

وقتی از بسیاری از افراد در مورد علت نگاه کردن و خواندن مطالبی به ظاهر سرگرم کننده اما در اصل بیهوده سوال می شود، سرگرم بودن و فارغ شدن از سختی های روزانه را دلیل این امر بیان می کنند. اما وقتی نگاهی تیزبینانه تر به این مطالب به ظاهر سرگرم کننده و گردانندگانش بیندازیم، متوجه می شویم که این مطالب به ظاهر سرگرم کننده در حال جابجایی ارزش ها و شاخص ها در سطح جامعه یا همان وارونگی فرهنگی هستند و گردانندگان و افراد پشت پرده آنها هم عملا هنری نداشته و به واقع تهی و خالی هستند.

قسمت تاسف بار ماجرا آنجاست که همین افراد بی هنر، مخاطبان بسیاری را به واسطه خلاء موجود در فضای فرهنگی کشور و عدم تعیین درست شاخص ها و ارزش ها برای جامعه در زیر چتر بی فرهنگی خود جمع کرده اند و از آن بدتر اینکه در پس این ماجرا به سود و پول سرشاری دست یافته اند.

وقتی وارونگی فرهنگی در یک جامعه رخ دهد و الگوها و ارزش ها در جامعه جای خود را به ضد ارزش ها و الگوهای بد دهد، موجبات سست ­شدن بنیاد خانواده ­ها و طلاق عاطفی زوجین و کمرنگ شدن صمیمیت میان اعضای خانواده و همچنین گسترش شکاف نسلی را فراهم می کند.

بدون شک یکی از موثرترین و کارآمدترین پادتن ها برای این وارونگی فرهنگی، صدا و سیماست. اما وقتی به عملکرد کنونی صدا و سیما نگاه می کنیم، نوعی دوگانگی را مشاهده می کنیم. به گونه ای که صدا و سیما و علی الخصوص تلویزیون نه تنها درمانی در حل معضلات ندارد بلکه خود اشاعه دهنده یک ولنگاری فرهنگی و متاسفانه گاهی همچون نردبانی باعث پیشرفت برخی از همین شبکه های اجتماعی ضد ارزش می شود.

جالب آن است که روزانه ساعت ها برنامه کارشناسی در تلویزیون در مورد معضلات شبکه های اجتماعی برای خانواده ها پخش می شود، اما در همان لحظه و در شبکه ای دیگر می بینیم که برنامه ای تمام هم و غم خود را در معرفی همان شبکه اجتماعی کرده است. به واقع بیننده با این دوگانگی چه کند؟

متاسفانه بسیاری از برنامه های صدا و سیما، علی الخصوص تلویزیون جدا از رسالت خود در فرهنگ سازی و معرفی الگو ها و شاخص های موفق؛ تحت تاثیر هیجانات ناشی از همین شبکه های اجتماعی قرار می گیرند و حتی سعی می کنند به منظور جذب مخاطب سوار بر این موج هیجانات شوند و تاسف بار است که بگوییم برنامه های تلویزیون با سرعت بیشتری بر ساحل آسیب دیده فرهنگ مان می زنند و ویرانگی را دوچندان می کنند.

کسی شکی در آن ندارد که برنامه بدون مخاطب اصلا ارزشی ندارد. اما هدف دستیابی به مخاطب از هر راهی نیز به هیچ وجه قابل قبول نیست و در واقع هدف مسیر را توجیح نمی کند.

به طور نمونه اخیرا در یکی از برنامه های تلویزیون شاهد بودیم که از دو کودک معروف در همین شبکه های اجتماعی دعوت می کند تا به خیال خود برنامه ی ویژه ای تولید کند. نحوه برخورد مجری برنامه با این کودکان به نحوی بود که برخلاف اهداف عوامل تولید کننده برنامه باعث بازخورد بدی در بین مردم و خانواده ها می شود.

در حالی از این کودکان و سخنان کودکانشان برای جذاب تر شدن برنامه استفاده شد، که کسی به آن فکر  نکرد که آنها کودک هستند و اگر بزرگ شوند و شخصیت شان شکل بگیرد، ممکن است نسبت به سخنان امروز پشیمان شوند و حتی باعث دست مایه شدن دوستان شان در آینده شود

آیا عوامل برنامه و تلویزیون اصلا فکر کرده اند که این گونه برنامه چه ضرباتی در اعتماد به نفس کودکان بیننده می تواند بگذارد؟

از سوی دیگر چرا نباید از کودکان موفق علمی، فرهنگی، آموزشی و …. در برنامه ها استفاده شود تا بعنوان الگوی موفق باعث نشان دادن راه درست و تحریک در خانواده ها و کودکان شود.

آیا عوامل برنامه به این موضوع توجه کرده اند که والدین وقتی می بینند که تلویزیون چنین کودکانی را در تلویزیون تبلیغ می کند، آنها نیز در تعیین راهبرد درست برای فرزندان خود دچار اشتباه شوند!

شاید برخی بگویند که این تنها یک برنامه سرگرم کننده بوده و استفاده از این دو کودک هم اشکالی ندارد. اما وقتی اینجور برنامه ها مدام در تلویزیون تکرار می شود، آن وقت به جای سرگرم کنندگی، نقش تاثیرگذاری را پیدا می کند و باعث تغییر جایگاه ارزش و ضد ارزش یا همان وارونگی فرهنگی می شود.

باید گفت که اگر صدا و سیما  بجای آنکه اینقدر به سلبریتی ها تریبون دهد؛ به نمونه های موفق علمی، فرهنگی، آموزشی و .. بپردازد، اگر چه ممکن است در ابتدا مخاطب  فراوانی نداشته باشد ( البته جذب مخاطب ظرافت های مخصوص به خود را دارد که متاسفانه بسیار از برنامه سازان از آن بی بهره اند) اما به واقع در مرور زمان وقتی الگوی موفق و شاخص و ارزش درست به جامعه ارائه شود، مردم نیز سعی و تلاش خود را در رسیدن به این الگو ها دوچندان خواهند کرد و در ادامه آن ناهنجاری ها روز به روز کاهش و پیشرفت جامعه افزایش خواهد یافت.

روشن خبر : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

فریبرز ناطقی الهی

بازسازی مناطق زلزله زده شروع شده است؟! شمارا به خدای احد نکنید اینکار را!

زلزله کرمانشاه علی نصری

علی نصری

پس‌لرزه‌های درونی