مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۹۷۰۸
زمان انتشار : ۱۳:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۴/۲۰

خطر ریزگردها به سواحل خزر هم رسید؛ اما جز «طراحی» اتفاقی رخ نداده!

اکوسیستمی که اگر مورد توجه قرار می‌گرفت، می‌توانست یکی از بی‌نظیرترین مقاصد گردشگری جهان باشد. اکوسیستمی شکل گرفته بر پایه خلیج گرگان که هرچند در گذشته های نه چندان دور قابل کشتیرانی هم بوده، حالا جز گندابی بزرگ که بوی نامطبوعی دارد، چیزی از آن نمانده و احتمالا به زودی خشک خواهد شد تا کانون شکل گیری ریزگردهای مخرب و خانمان برانداز شود.

به گزارش  حالا پرویز پرستویی، ستاره سرشناس سینمای کشورمان هم پای کار آمده بلکه بتواند نقشی در نشان دادن خطری که خلیج گرگان را تهدید می‌کند، ایفا کرده و مسئولان را به تحرک وادارد؛ پیش از آنکه برای جبران دیر شود!

  در حالی که کشورهای آن سوی خلیج فارس برای ساخت خشکی در دل پهنه آبی خود را به زمین و آسمان می‌زنند و بیشتر از بودجه چندین کشور جهان هزینه می‌کنند، جزیره، تالاب و خلیجی بسیار ارزشمند در شمال کشورمان واپسین نفس های خود را می‌کشد و با نزدیک شدن به نابودی کامل، به خطری بزرگ برای اهالی پیرامونش تبدیل می‌شود.

حکایت جزیره آشوراده و تالاب میانکاله، البته حکایتی آشناتر برای خیلی هایمان به نظر می‌رسد اما این بار پای بحرانی بسیار جدی‌تر و فراگیرتر در میان است که کمتر درباره آن شنیده‌ایم. شاید به این دلیل که هرگز چیزی درباره بزرگترین خلیج دریای خزر و ویژگی‌های ناب آن برایمان نگفته‌اند و تصویری از آن نشانمان نداده‌اند.

خلیجی که البته اکنون نه زیباست و نه شباهت زیادی با تصوراتمان از خلیج دارد. پهنه آبی وسیعی که خلیج گرگان نامیده می‌شود و از پیشروی آب دریای خزر در گذشته های دور در سواحل شمال شرقی کشورمان به وجود آمده تا در نتیجه آن، جزیره‌ای بکر به نام آشوراده و تالابی یگانه در جهان به نام میانکاله شکل گیرد که هر دو در نتیجه تصمیمات ناصحیح مسئولان در سالهای طولانی، تنها یک گام تا نابودی فاصله دارند.

اکوسیستمی که اگر مورد توجه قرار می‌گرفت، می‌توانست یکی از بی‌نظیرترین مقاصد گردشگری جهان باشد. اکوسیستمی شکل گرفته بر پایه خلیج گرگان که هرچند در گذشته های نه چندان دور قابل کشتیرانی هم بوده، اما حالا جز گندابی بزرگ که بوی نامطبوعی دارد، چیزی از آن نمانده و احتمالا به زودی خشک خواهد شد تا کانون شکل گیری ریزگردهای مخرب و خانمان برانداز شود.

احتمالی که شاید مطرح کردن آن شبیه شوخی به نظر برسد، ولی آنقدر جدی است که برخی زمان وقوع آن را نیز پیش بینی کرده و فاصله تا آن را چند سال می‌دانند؛ شوخی تلخی که پیشتر یک بار در دریاچه ارومیه وقوعش را با تمام وجود احساس کرده‌ایم و اگر کمی تعلل کنیم، باید برای مقابله با آن برنامه ریزی کرده و برایش ردیف بودجه ویژه تعریف کنیم؛ اتفاقی ترسناک که در منطقه ای در حال تکوین است که خیلی از کشورهای جهان آرزوی داشتنش را دارند تا به کمک آن، سیل گردشگران را پذیرا باشند و منتفع شوند.

اما چه شده که بزرگترین خلیج بزرگترین دریاچه جهان، به رغم وجود نهادهایی مانند سازمان حفاظت محیط زیست و مسئولیت هایی که عهده دار است، به این وضع وخیم رسیده؟ آن گونه که کارشناسان می‌گویند، جدای بی توجهی های فراوان صورت گرفته در ادوار مختلف به این خلیج، یکی از دلایل خشک شدن خلیج گرگان، بسته شدن راه های ورودی آب به این پهنه آبی است؛ وضعیتی که اگر کانال های چپ اوغلی و خزینی در سالهای گذشته لایروبی شده بودند، در این ابعاد رخ نمی‌داد.

البته اکنون اوضاع وخیم تر از آن است که لایروبی این کانال های انتقال آب خزر به خلیج گرگان، نبض حیات را به این پهنه آبی بازگرداند و علاوه بر آن، لایروبی خود خلیج نیز باید در دستور کار قرار گیرد؛ کاری بس بزرگ که انجام آن نیازمند عزمی بزرگ و ملی است و علاوه بر آن، الزامات دیگری نیز دارد؛ از جمله مقابله با سرازیر شدن انواع پساب ها به خلیج که آن را تبدیل به یکی از بزرگترین منبع های آلودگی در کشور نموده است.

همه اینها در حالی است که به باور کارشناسان و فعالان محیط زیستی، پس روی آب خزر هم تأثیر بسیاری در وضعیت به وجود آمده برای خلیج گرگان داشته، تا جایی که برخی بر این باورند برای حل بحران خلیج گرگان، باید تغییر رژیم حقوقی این دریاچه را در دستور کار قرار داد و مانع از آن شد که امثال روس ها با جلوگیری از سرازیر شدن آب رود ولگا ـ که گفته می‌شود بخش عمده آب دریاچه را تأمین می‌کند ـ به خزر، این پس روی را موجب شده و تشدید کنند.

رویکردی که معلوم نیست پی گرفتن آن آیا به نتیجه ای خواهد رسید یا خیر، ولی بعید است به عمر باقیمانده خلیج گرگان کفاف دهد؛ وضعیتی وخیم که مسئولان استان گلستان را به واکنش واداشته و در نتیجه آن، مطالعاتی را منجر شده که قرار است به طرح های اجرایی کارشناسی برای نجات این خلیج و دور نگه داشتن ساکنان پرشمار شهرها و روستاهای پیرامونش از خطر ریزگردها منجر شود اما هنوز نتیجه ای در بر نداشته است.

وضعیتی نگران کننده که موجب شده برخی دوستداران محیط زیست، حال وخیم خلیج گرگان را فریاد کرده و بکوشند در سایه گوشزد کردن عواقب شوم خشک شدن این خلیج بی همتا، مانع از اتلاف فرصت های باقی مانده در احیای خلیج گرگان شوند؛ پویشی مردمی که قصد دارد کم کاری ها و کوتاهی های فراوان صورت گرفته در این خطه، به ویژه از جانب مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست را جبران کند و حالا پرویز پرستویی، بازیگر نام آشنای سینمای کشورمان هم به آن پیوسته تا بلکه بتواند با ایفای نقشی ماندگار در عرصه ای غیر از سینما، بحران خلیج گرگان را به اطلاع عموم رسانده و واکنشی شبیه آنچه به خشک شدن دریاچه ارومیه شکل گرفت را پیش از آنکه دیر شود، سبب ساز شود.

تابناک : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

فرزین پورمحبی

اصولا فرض کلی این است: «هر کس داخل کشور نباشد کیف می کند» لذا در همین راستا از عموم ملت معمولا در صحنه، می خواهیم؛ وقتی هوس بیرون رفتن از مرز های کشور به سرشان زد شادی هایشان را بدون هیچ چشمداشتی تقسیم کنند تا به ما هم خوش بگذرد.

محمود خاقانی

محمود خاقانی

چرا باید عوارض خروج از کشور برداشته شود؟