مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۲۰۱۰۸
زمان انتشار : ۰۱:۲۲ - ۱۳۹۶/۰۶/۲۳

خورشیدی: اصولگرایان همیشه بر علیه رهبران خود شورش کرده اند

احمد خورشیدی در گفتگو با خبر فوری می گوید: اصول گرایان به علت عدم اتحاد در انتخابات بعدی شکست می خورند. همیشه اصولگرایان بر علیه رهبران خود شورش کردند. اصلاح طلبان سهمیه پذیرند، دور میز می نشینند و دولت را تقسیم می کنند و اختلافی با هم ندارند در حالی که این قاعده بازی قدرت است. دید مردم ایران اصولگرایان و اصلاح طلبان همگی آلوده به فساد مالی هستند یعنی مردم اینها را به عنوان افراد پاک دست نمی شناسند.

به گزارش  سردار احمد خورشیدی از تحلیل گر سیاسی و از رزمندگان جبهه حق علیه باطل مهمان  دفتر خبر فوری بود و در گفتگوی صمیمانه به مسائل سیاسی و اقتصادی روز کشور پرداخت.

سوال: اصولگرایان در انتخابات ۹۶ چه کردند و چه نکردند؟ چه کارهایی می توانستند انجام دهند که پیروز انتخابات شوند ؟

پاسخ: بنده یک تحقیق میدانی انجام دادم و ۴۲ عامل را بدست آوردم که ثابت می کند از سال ۹۲ تا ۹۶ جریان اصوگرایی به تدریج کم رنگ شده است و می توانم بگویم اگر با همین فرمان پیش بروند بعید میدانم که در انتخابات مجلس یازدهم در اسفند ماه ۹۸ برگزار خواهد شد برنده ان صحنه باشند.

اما اینکه چرا اصولگرایان بازنده می شوند؟ و چرا اصلاح طلبان برنده می شوند؟ دلایل بسیاری دارد. آقای روحانی توانسته است یک چشم انداز به ظاهر قشنگی را برای مخاطبان خود ترسیم کند. آقای روحانی به مردم گفته است که مشکل شما معیشت و اشتغال است و این مشکلات از طریق ارتباط با خارج حل می شود. اگر ارتباط با آمریکا برقرار شود سرمایه و تکنولوژی به کشور می آید و مشکل اقتصاد شما را حل می کند گر چه این یک شعار بیش نیست که با تبلیغات پر حجم و جنگ روانی توانسته به مردم القا کند که دایره همان مربع است و به همین دلیل بود که سال ۹۲ نیمی از قشر خاکستری با او همراه شدند. و به محض اینکه برنده شد مسئله مذاکرات را شروع کرد حتی قبل از اینکه دولت رسمیت پیدا کند زمینه سازی های بسیاری انجام داد و پس از روی کار آمدن دولت بلافاصله مذاکرات عملاً آغاز شد و در دو سال اول توافق لوزان و ژنو را منعقد کردند و تا اندازه ای در توافقات به جلو رفتند و منتهی شد به انتخابات مجلس دهم، آقای روحانی توانست به مردم القا کند که من برای تحقق قولی که به شما داده ام نیازمند مجلس همراه هستم نه مجلسی که برای من مانع بتراشد پس مردم کمک کنید که مجلس همراهی سرکار بیاید تا ما بتوانیم به تعهدات خود پابند باشیم. در نهایت باز مردم پذیرفتند و درتهران به ۳۰ نفر از لیست امید که ابداً آنها را نمی شناختند رای دادند و این نشان می داد که مردم تهران و نیمی از مردم ایران این چشم اندازی که آقای روحانی گفته بود را قبول کرده اند و  مجلس همراه تشکیل و برجام هم منعقد شد و در این مرحله به مردم گفته شد که ما قبلاً یک میلیون بشکه نفت صادر می کردیم الان دو و نیم برابر شده است، قبلا کشتی های ما با پرچم سایر کشور ها به آب می رفت الان با پرچم خودمان و مسایلی شبیه به این و در نهایت اینگونه القا شد که اگر بخواهید این پیشرفت ها ادامه داشته باشد باید مردم به دولت دوم رای بدهند تا بتواند ادامه مسیر بدهد و دیدید که مردم در سال ۹۲، به میزان ۵۱ درصد به آقای روحانی رای داده بودند ولی در این دوره ۵۷ درصد یعنی ۶ درصد بیشتر به رای آقای روحانی رای دادند و معلوم می شود که آن چشم اندازی که آقای روحانی ترسیم کرده است مورد قبول تعداد بیشتری از مردم بوده است.

سوال: چشم انداز اصولگرایان چه بود و آیا اصولگرایان چشم اندازی داشتند؟

اصولگرایان چشم انداز اقتصادی داشتند اما نتوانستند به مردم آن را بقبولانند و چشم انداز آنها اقتصاد مقاومتی بود که بنا به ادعای اکثریت کارشناسان تنها راه بهبودی اقتصاد کشور محسوب می شود. اقتصاد مقاومتی در ایران همان مقاوم سازی اقتصاد در اروپا و غرب است که در ایران متناسب با شرایط فعلی کشور تدوین شده است اما به دلیل اینکه دولت و مجلس و قوه قضائیه آن را اجراء ننموده اند در نتیجه شیرینی آن بر سر سفره های مردم احساس نشده است گر چه برجام نیز در سر سفره مردم احساس نشده اما اصلاح طلبان با تبلیغات و جنگ روانی توانسته اند درصد بیشتری از مردم را نسبت به آن امیدوار نگه دارند ولی اصولگرایان فاقد چنین ظرفیتی هستند. و دلیل دیگر پیروزی اصلاحات و اعتدال در انتخابات های اخیر به وجود رهبر میدانی بر می گردد که در نزد آنها تدابیرش عملیاتی می شود اما اصولگرایان این رهبر میدانی را ندارند، گر چه در سنوات قبل مرحوم آیت الله مهدوی کنی تا حدودی این خلاء را برای اصولگرایان پر می کرد اما بعد از فوت ایشان خلاء رهبر میدانی برای آنها احساس می شود.

سوال: شما معتقدید که اصلاح طلبان یک رهبر سیاسی به نام آقای خاتمی دارند و مشکل اصولگرایان این است که همه خود را رهبر می دانند؟ چرا اصول گرایان رهبر واحد ندارند؟

پاسخ: مشکل ما هم همین است که اصولگرایان عموماً خود را رهبر میدانی می دانند و زیر بلیط یک نفر به میدان نمی روند. و از سوی دیگر روحیه سهمیه پذیری و پذیرش منافع حزبی و جناحی و همچنین پذیرش حداقل سهم برای ماندگاری جریان سیاسی در اردوگاه اصلاح طلبان و اعتدالیون به شدت وجود دارد اما اصولگرایان عموماً تمامیت خواه هستند و بعد از پیروزی مردم و دوستان خود را فراموش می کنند.

سئوال: مثل چه کسانی؟ می توانید نام ببرید؟

این عیب در نزد اکثریت قریب به اتفاق بزرگان اصولگرا به وضوح دیده می شود مثلاً قالیباف بعد از باخت سال ۹۲ اکثریت زحمتکشان آن دور را با بی رحمی حذف کرده و از شهرداری تهران اخراج نمود که به همین دلیل نفرتی فراموش نشدنی از او به جا گذاشت و یا آقای رئیسی نیز به نوع دیگری مرتکب همین اشتباه شد و حتی احمدی نژاد نیز نسبت به خیلی ها چنین برخوردی داشت و این خصلت غلط را سایر بزرگان اصولگرا نیز داشته و دارند و متاسفانه بسیار دیده شده که اینها با زحمتکشان انقلابی مانند ابزار بازی می کنند بدین صورت تا زمانی که به آنها نیاز دارند تحویلشان می گیرند به محض اینکه نیازشان برطرف شد به شکل ناجوانمردانه ای آنها را حذف می کنند و این خصلت زشت در همه انتخابات از سوی اصولگرایان مشاهده شده است گر چه در بین اصلاح طلبان نیز چنین درد دل های فراوان شنیده شده اما همچنان اصولگرایان هستند که برند این خصلت زشت نامیده می شوند.

سوال: اصولگرایان بر کدام رهبر خود شورش کردند؟

پاسخ: بر علیه همه رهبران سیاسی خود. جامعه مدرسین یک مرجع سیاسی بود آلان نقشش کجاست؟ جامعه روحانیت مبارز همینطور تبدیل به دنباله رو شده است یعنی آنهایی که باید جلو می ایستادند آلان نیستند گر چه چهره های از جامعه مدرسین یا جامعه روحانیت عملکرد قابل قبولی نداشته باشند اما قاطبه انها همچنان انقلابی و مردمی باقی مانده اند.

مسئله بعدی این است که در یک انتخابات اصولگرا ها شعار مبارزه با فساد و پاکدستی دادند و می خواستند با این شعار رای بگیرند در صورتی که از دید مردم ایران هم نخبگان اصولگرایان و هم اصلاح طلبان فاقد چنین شهرتی هستند نه اینکه همه اینگونه باشند و قطعاً تعدادی نیز در این دنیای وانفسا سالم مانده اند اما تبلیغات سوء باعث شده همه را به یک چشم ببینند.

خبرفوری : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

محمدرضا یزدان‌پرست
امروز، زادروز شاعری است که حتی اگر با کج‌سلیقگیِ مٶلّفان، هیچ ردّپایی در کتاب‌های درسی از او نباشد، نقشِ ماندگارش تا همیشۀ تاریخ، بر تارُک فرهنگ این سرزمین، حک شده است. برای چه با این مقدمه آغاز کردم؟ به دلیل این بیتِ حسین منزوی: "من عاشقِ خودِ تو اَم ای عشق و هر زمان/نامی زنانه بر تو نهادم، بهانه را". آنچنان، تغزّل در وجود او نهادینه بود که می‌شود آموخت باید "عاشق زیست" و "عاشقانه نگریست"؛ بی بهانۀ بود یا نبودِ معشوق.
نصرت الله تاجیک

نصرت الله تاجیک

حاج زلفعلی خان ترامپ و مرگ چندجانبه‌گرایی!

علی نصری

جامعهٔ بیمار تخیلی

سید حمید حسینی

رشد ٧ درصدی اقتصاد بدون نفت