مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۱۹۳۴۶
زمان انتشار : ۱۰:۱۸ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۳

جمنا در سراشیبی «حذف» | سنتی‌ها قد عَلم کردند

این گفته محمد رضا باهنر که « اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده » شاید درست ترین تفسیر از مناسبات سیاسی موجود در این جناح باشد. اصولگرایی اکنون در متفاوت ترین وضعیت خود در ادوار اخیر به سر می برد.

به گزارش   جناح راست شاید هیج وقت در شرایطی مثل امروز قرار نداشته است. آنها اکنون نیمه دوم دهه نود را در حالی ادامه می دهند که نهادهای قدرت سیاسی از شورای شهر تا مجلس و ریاست جمهوری را به رقیب سنتی شان واگذار کرده اند. پای تحلیل و واکاوی و بستن لیست مقصران هم که به میان می آید، فعلا ردپای یک متهم مشترک و بزرگ مشهود است:«جبهه مردمی نیروهای انقلاب یا همان جمنا».

همین هم هست که این سوال مهم و تعیین کننده در بین اهل سیاست شکل گرفت که «آیا زمان خداحافظی با مولود تازه سیاست اصولگرایانه فرا رسیده و جوانمرگی عاقبت پرهزینه این نورسیده دنیای سیاست شده است؟»

در چنین شرایطی اگر قرار بر این باشد که تصمیم سازان و رهبران اصولگرا همچنان مرکزگرایی درون جناحی را عامل وحدت خود بدانند و این ماموریت بر عهده جمنا باشد آنگاه نوع نگاه و رویارویی طیف های مختلف اصولگرایان با این نورسیده جریان اصولگرا مهم خواهد بود.

مدافعان جمنا
یک سوی داستان اصولگرایان به تحول خواهان رسید، از رهپویان تا ایثارگران. این طیف به صورت طبیعی از مدافعان جمنا بوده و است. افراد اصلی و شاخص این طیف از جمله حسین فدایی، علیرضا زاکانی و غلامعلی حداد عادل در پشت پرده و روی صحنه ستون های اصلی جبهه مردمی بوده اند.

حسین فدایی رییس مرکز سیاسی ، غلامعلی حدادعادل از عناصر اصلی شورای مرکزی و علیرضا زاکانی جزو ۵ کاندیدای نهایی جمنا در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ بودند. هرچند زمزمه های خبری می گویند حسین فدایی از ریاست کمیته سیاسی جمنا استعفا و جای خود را به فرد دیگری داده است. او حتی روز گذشته نیز در اقدامی قابل تامل صندلی ریاست خود در جمعیت ایثارگران را به جواد عامری یکی از چهره های جوان این تشکل داد و تا اطلاع ثانوی به پشت پرده تصمیمات این تشکل تحولخواه کوچ کرد.

غلامعلی حداد عادل در روزهای دور از سیاست پارلمانی همچنان در تلاش است که چهره ای محوری از خود بسازد. در این تلاش او بارها و بارها از عملکرد جمنا حمایت کرده است و گویا همچنان در همان مسئولیت سابق خود در جمنا باقی مانده است. علیرضا

زاکانی هم که قبل از معرفی کابینه چند نامه نگاری و موضع گیری جنجالی داشت فعلا مهر سکوت بر لب زده است.

دایره تحولخواهان را گسترده تر کنیم و به چهره هایی چون احمد توکلی، حسین نجابت یا الیاس نادران که قرابت فکری زیادی با این هسته مرکزی تصمیم گیر تحول خواهان دارند برسیم فعلا اظهارنظری درباره جبهه مردمی و ادامه حیات سیاسی او به طور صریح از آنها شنیده نشده است. شاید تصورشان  این است که در این شکل از حضور سیاسی همچنان می توانند بر طیف راست سنتی برتری داشته و دست بالا را بگیرند . همان وضعیتی که چند سال از آن بهره برده اند .

السابقون اصولگرا چه می گویند؟
سنتی ها اما این روزها با چند دست فرمان به استقبال جمنا رفته اند. در یک سمت، موتلفه قرار دارد که حساب خودش را از چند ماه قبل از انتخابات از این مدل حرکتی در جناح راست جدا کرد و در روزهای منتهی به ثبت نام در انتخابات هم تکلیفش را روشن کرد. آنها وارد این شکل از سیاست ورزی نشدند و با اعلام استقلال نامزد خود را در طول انتخابات داشتند. هرچند در انتها باز هم از درون دچار چنددستگی شدند و برخی از قدیمی ترهای این تشکل اصولگرا به سمت جمنا و نامزد نهایی اش چرخیدند اما نامزد موتلفه با حمایت طیف دیگری از درون موتلفه تا آخر در صحنه انتخابات باقی ماند. بسیار بعید است که موتلفه بخواهد از راه رفته خود بازگردد؛ اظهارنظرهای اخیر برخی چهره های شاخص این تشکل چون نبی حبیبی و بادامچیان هم گویای آن است که قرار است این استقلال سیاسی آنها تا انتخابات مجلس و لابد تا ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هم ادامه یابد.

برخی تحلیلگران که ریسک بیستری در پیش بینی های سیاسی دارند می گویند که اگر فردی مانند علی لاریجانی نامزد انتخابات ۱۴۰۰ باشد حتی موتلفه ای ها حاضرند با همین موتلفان حامی دولت فعلی به جمع بندی برسند . این یعنی اینکه در بهترین حالت آنها با استقلال و تک روی در دو انتخابات پیش رو ظاهر خواهند شد و در بدترین حالت حتی با جریان رقیب فعلی ائتلاف خواهند کرد .

اما در سمت دیگر راست سنتی، جبهه پیروان خط امام و رهبری قرار دارد. جایی که محمد رضا باهنر پرچم لیدری آن را در دست دارد و بعد از سکوت قابل تامل در روزهای آخر انتخابات این روزها حرف های مهمی می زند. او که پیش تر گفته بود:« تدوام محوریت جمنا در جریان اصولگرا، مشخص نیست. در حال بحث هستیم و احتمال تجدید سازمان وجود دارد» حالا در سخنان تازه اش گفته است:« اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده؛ جمنا به اتحاد کمک کرد اما راهکار آخر نیست.» در این سر طیف تصمیمات اصولگرایانه نمی شود از جامعتین هم عبور کرد. تشکل روحانی اصولگرا که همیشه محوریت را در دست داشته است و جمنا آن مرکزیت را به چالش کشید. شاید آنها هم بدشان نیاید که همصدا با جبهه پیروان باردیگر به متن تصمیمات اصولگرایانه بازگردند.

اما این بخش از راستگرایان سنتی چه برنامه ای برای آینده سیاسی خود آن هم در دوم ریاست جمهوری حسن روحانی دارند؟از سخنان باهنر شاید بتوان این برداشت اولیه را داشت که آنها دیگر نمی خواهند زیر سایه یک تشکل دیگر به سیاست ورزی بپردازند .

برداشت اول شاید این باشد که آنها می خواهند به روزهای قبل از جمنا بازگردند. روزهایی که آزادانه و با استقلال بیشتری وارد معادلات سیاسی می شدند و محوریت با آنها بود. جمنا آنها را در مواردی بسیار محافظه کار و در موارد بسیار دیگری خنثی کرده بود.
از همین روست که به نظر می رسد این طیف از سنتی های اصولگرا یا وارد فشار به هسته مرکزی جمنا بیاورند تا جمنا را دچار تغییر ساختاری کنند و جای پای خود را در تصمیمات این تشکل محکم سازند یا اگر در این مسیر موفق نشدند به سمت ائتلاف با حامیان دولت بروند.

بازماندگان از پاستور چه خواهند کرد؟
قطعا جناح راست را نمی توان در تشکل ها و طیف هایش خلاصه کرد، همیشه این شخصیت ها بوده اند که در نهایت بر تشکل ها دست بالا گرفته اند و آنها را با خود همراه کرده اند . از همین روست که نمی توان بی تفاوت از کنار اسامی چون سعید جلیلی، ابراهیم رئیسی و حتی محمدباقر قالیباف به راحتی عبور کرد.

جلیلی در تهران و در دفترش در خیابان پاستور ایده دولت سایه اش را تئوریزه می کند و حتی برخی خبرهای جسته و گریخته از تشکیل آن خبر می دهند. او در این چند روزی که از رای اعتماد به کابینه دوم روحانی گذشته نیز به نقد برنامه های تک تک وزرا نشسته است . او برنامه های وزرای رای اعتماد گرفته را آنالیز کرده ودرجلسات کارشناسی دفترش که دوستانش نامش را قرارگاه گذاشته اند یک به یک این افراد را مرور می کند. او شاید در پی ارائه این تصویر از خود است که یک اصولگرای با برنامه و منتقد هدفمند است.

آن سوتر، ابراهیم رییسی قرار دارد، گرچه پایگاه او را باید در مشهد جستجو کرد اما سفرهای او همچنان ادامه دارد. شاید هم تمام تلاشش را بر این قرار داده است که آن ۱۶ میلیون رای کسب شده در انتخابات در سبد سیاسی اش باقی بماند و در موعد مقرری دیگر از آن برداشت کند. دقیقا همینجاست که رقابت پنهان و تنگاتنگی میان او و سعید جلیلی برای نزدیک تر شدن به پایداری و طیف حامیان آنها پدید آمده است.

این دو چهره در ضمن تحرکات مستقلانه خود بدون شک باز هم نیم نگاهی به جمنا دارند، رئیسی که نامزد نهایی آنها بود و البته تا آخر هم تلاش کرد یک وجهه مستقل از خود نشان بدهد اما بدشان نمی آید همچنان در متن تصمیمات آنها باشد، جلیلی اما گویی هنوز هم آبش با این تشکل اصولگرا در یک جوی نمی رود.

قالیباف اما همچنان یک دلخوری بزرگ از جمنا دارد. او که در شرایط خاص انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مجبور شده بود وارد سازوکار جمنا شود با وجود اینکه گفته می شد دست بالا را در نظرسنجی ها دارد با تصمیمات پشت پرده جمنا تن به انصراف داد تا ناکام بزرگ انتخابات ریاست جمهوری باشد. او دلخوری خود را پنهان نکرد و بعد از انتخابات ریاست جمهوری کنایه پشت کنایه روانه جمنایی ها کرد و حتی تاکید کرد باید در مسیر نواصولگرایی گام برداشت و راهکارهای جدید دیگر جوابگو نیست. شاید همین دست فرمان اخیر قالیباف به خوبی مناسبات او با جمنا را مشخص کند. او هنوز هم دلخور است و فعلا مسیرش به جمنا نخواهد افتاد.

پایداری ها بر مدار سکوت
پایداری های سیاست اصولگرایانه از بعد انتخابات اگر نگوییم مهر سکوت بر لب زده اند اما بدون شک بی هیاهوتر از قبل هستند. آنها در چند انتخابات اخیر ناکامی سنگینی را متوجه خود دیده اند. با این وجود آنها همچنان گویی بر مدار حرکت استقلال طلبانه در جریان راست حرکت می کنند. آنها گرچه در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در یک نقطه به جمنا رسیدند آن هم حمایت از ابراهیم رئیسی بود اما بعید به نظر می رسد بپذیرند در مدار تصمیمات جمنا حرکت کنند.

در این میان هرچند یک احتمال را نمی شود نادیده گرفت. پایداری ها بیش از دیگر اصولگرایان در معرض حذف از سیاست قرار گرفته‌اند و کرسی های خود را از دست رفته می بینند شاید زمانه آنها را وارد پیوند استراتژیک با جمنایی ها خاصه تحولخواهان نزدیک به جمنا بکند. پیوند استراتژیکی که پیشتر هم در چند مقطع تن به آن داده اند.

لاریجانی پیروز میدان تحرکات اصولگرایانه

نمی توان از تشکل ها و چهره های اصولگرا حرف زد و از کنار نام علی لاریجانی و حامیانش عبور کرد. آنها حتما بخش مهمی از این جناح هستند. راه لاریجانی و نزدیکان سیاسی او مدت هاست از این طیف تصمیم ساز اصولگرا جدا شده است . لاریجانی در انتخابات مجلس دهم اگر چه سکوت پیشه کرد و نخواست که با اعلام استقلال راه متفاوتی را در پیش بگیرد اما در نهایت پیروزی او و طیف متبوعش در انتخابات و البته باقی ماندنش در ریاست مجلس نشان داد که از بدنه رای اجتماعی بیشتری نسبت به طیف های دیگری از اصولگرایان که حتی یک نفرشان هم نتوانست در تهران به مجلس راه یابد برخوردار است . اکنون مساعد ترین زمان برای سیاست ورزی این طیف است؛ شاید هم یک رییس جمهور بالقوه در میان خود برای ۱۴۰۰ داشته باشند.

هر چه هست به نظر می رسد که این گفته محمد رضا باهنر که « اصولگرایی در حال دگردیسی است و شقه شقه شده » درست ترین تفسیر از شکل سیاسی موجود در این جناح باشد. اصولگرایی اکنون در متفاوت ترین وضعیت خود در ادوار اخیر به سر می برد .

خبرآنلاین : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

امیر محبیان

در سال‌های اخیر در برهه حساسی مانند انتخابات، اصلاح‎طلبان نتوانستند با تکيه بر فعالیت حزبی، پیروزی کسب کنند. اصلاح طلبان هرچند ظاهرا بر تحزب پای فشاری می‌کنند و ساختار جامعه مدنی مورد نظرشان بر پایه نظام حزبی شکل می‌گیرد، ولی به‌واقع در عمل برای ریشه دواندن احزابشان در بستر اجتماعی با دشواری‌های جدی روبرو هستند که این مانع از ژرفا بخشیدن به کار حزبی از سوی آن‌ها می‌شود.

علی دینی ترکمانی

علی دینی ترکمانی

رفع مشکلات اقتصاد ایران مستلزم چیست؟