مجله الکترونیکی
[ نسخه آزمایشی ]
کد خبر : ۱۴۶۲۸
زمان انتشار : ۰۰:۲۹ - ۱۳۹۶/۰۵/۱۷

مدیر خبرنگاران شبکه افق در گفتگو با اختصاصی:

خبرنگاری در ایران، با مخاطره حرفه ای بزرگی روبروست | بی سوادی، ناکارآمدی و فساد آفت نسل جدید خبرنگاران

در ایران، خبرنگارها خود را قشر مهمی از جامعه می دانند که فقط حقوقی دارند و احیانا در معرض خطرهایی هستند. همیشه خود را در موضع برتر می بینند؛ چون مدیران و مسئولین رده های مختلف محلی و استانی و کشوری به آنها نیاز دارند.

به گزارش ۱۷مرداد روز خبرنگار بهانه ای است تا از کسانی که نوشته هایشان طلوع حقیقت و بیان دردهای کسانی است که نمی توانند بگویند و فریادشان بی صداست، یاد شود. در همین راستا  با یاسر قدسی مدیر خبرنگاران شبکه افق و از فعالان رسانه ای مجرب به گفتگو نشسته ایم که ماحصل آن از نظرتان می گذرد:

از نظر شما مهم ترین مشکلاتی که خبرنگاران در ایران با آن مواجهند چیست؟

من شاید تنها خبرنگاری باشم که مدافع حقوق خبرنگاران نیستم. علتش این است که فکر می کنم خبرنگاران در ایران، این روزها خیلی حق به جانب اند و از مزایایی برخوردارند که زیادی است. این حرف من، شاید در نگاه اول، توهین به خبرنگاران برداشت شود. ولی واقعیت این نیست. برای توضیح حرفم بهتر است مقایسه ای با سایر کشورها داشته باشم. در کشورهایی که از نظر حقوق مدنی و صنفی از ما جلوترند، خبرنگارها مثل سایر اصناف، تشکلهای صنفی دارند و از حقوقشان دفاع می کنند. خبرنگارها عزیزتر از سایر اصناف نیستند. و از رانت اضافی هم استفاده نمی کنند. به وقتش، اعتصاب و تحصن می کنند و در عوض، برای کوچکترین رانتهای حرفه ای، مؤاخذه می شوند. اما در ایران اینگونه نیست.

در ایران، خبرنگارها خود را قشر مهمی از جامعه می دانند که فقط حقوقی دارند و احیانا در معرض خطرهایی هستند. همیشه خود را در موضع برتر می بینند؛ چون مدیران و مسئولین رده های مختلف محلی و استانی و کشوری به آنها نیاز دارند. از آنجایی که رفتار خبرنگاران حتی در جایی مثل صداوسیما آنچنان زیر ذره بین نیست، خبرنگاران می توانند بده بستان کنند. می توانند تبلیغ کسی یا نهادی یا عملکردی را بکنند و فساد و ناکارآمدی را لاپوشانی کنند. بنابراین، همیشه در موضع خریده شدن و رانت گرفتن اند.

مثلا در شرایطی که طرح ترافیک شهری مثل تهران حتی به پزشکان و کادر درمانی، به راحتی داده نمی شود، خبرنگاران طرح ترافیک تقریبا رایگان دریافت می کنند؛ با این توجیه که خبرنگار باید بتواند خیلی راحت در همه جا حضور داشته باشد؛ ولی مگر خبرنگار با ماشین خودش سر صحنۀ اخبار حاضر می شود؟! این یک رانت است که به خبرنگار داده می شود و مثال کوچکی از رانتهاست. بماند که رانت خیلی وقتها به یک مجموعه داده می شود و مدیران آن مجموعه آن را به صلاحدید خود بین خود و سایرین (از جمله سردبیران که هرگز سر برنامۀ خبری نمی روند!) و حتی گاهی افرادی که هیچ ارتباطی با رسانه ندارند، توزیع می کنند. ولی به هر حال، این رانت، در ظاهر دارد به خبرنگار داده می شود.
خبرنگاران صداوسیما بیش از بقیۀ خبرنگاران در معرض این ناسالمی ها هستند. و آنهایی که ظرفیتش را دارند و شخصیتشان اجازه می دهد، طبعا به اندازۀ کافی آلوده شده اند. اشکال دیگری از این رانتها که مختص خبرنگاران صداوسیماست، رانت تصویر است که یکی از جلوه های بروز آن، اجرای برنامه در بیرون صداوسیماست. در کشورهایی که از ما جلوترند، هیچ چهرۀ تلویزیونی مادامی که در تلویزیون فعالیت می کند، اجازه ندارد از رانت تصویری اش در بیرون تلویزیون، بهرۀ مالی ببرد. ولی در ایران، همین که خبرنگار یا مجری به شهرتی می رسند، کاسبی جدیدشان شروع می شود و هیچ کس نیست که بگوید مالکیت معنوی این چهره، با صداوسیماست.

از این موارد، هم مسائل درشتر وجود دارد و هم مسائل خردتر و پیش پا افتاده تر. از وام گرفتنهای ریز و درشت خارج از ضوابط گرفته تا ورود به مسائل کلان اقتصادی تا موارد کوچکتری مثل منصرف کردن افسر راهنمایی و رانندگی از جریمه یا خواباندن ماشین!

اینها یک نتیجۀ مهم در کار حرفه ای خبرنگاری به دنبال داشته؛ اینکه بسیاری از اقشار مختلف علاقمندند روزی خبرنگار شوند!! به همین خاطر است که شغل خبرنگاری با مخاطرۀ حرفه ای بزرگی روبرو شده. افراد خبرنگار می شوند؛ بدون آنکه الفبای خبرنگاری را بشناسند! بدون آنکه حتی ادبیات فارسی بلد باشند! چون آمده اند که پول در بیاورند یا از دیگر جذابیتها و رانتهای خبرنگاری بهره ببرند. این، حرفۀ خبرنگاری را با خطر بزرگی روبرو کرده. بنابراین، بزرگترین خطری که خبرنگاران واقعی را تهدید می کند، به خطر افتادن اصل حرفۀ خبرنگاری و آلوده شدن به حواشی و رانتها و فسادهاست.

بنابراین طبق گفته های شما مشکلات خبرنگاران اینک در اولویت نیست، اول باید روحیه غیر حرفه ای ترمیم شود

بله. من معتقدم آنچه باید مرتفع شود، مشکلات خبرنگاران نیست. آنچه باید مرتفع شود، بی سوادی، ناکارآمدی و فساد در بین نسل جدید خبرنگاران است. حرف من اینطور برداشت نشود که همۀ خبرنگاران آلوده اند. ولی بستر، آلوده شده. من خبرنگاران رسانه های مهمی را می شناسم که حتی در حد ادبیات مدرسه، نمی توانند جملۀ درست بنویسند؛ اما خبرنگار حوزۀ بازار سرمایه اند و مشغول خرید و فروش سهام! به نظر من، به اندازۀ کافی به خبرنگاران رانت داده شده. وقت آن است که خبرنگاران، زیر ذره بین قرار بگیرند و کار حرفه ای یاد بگیرند.

 بنظرتان مهم ترین مقوله ای که حال حاضر باید درکشورپیگیری و مطالبه شود چیست؟

اجازه بدهید بیش از یک مسئله را مطرح کنم.
من فکر می کنم مهمترین مسائل امروز کشور و به عبارتی مهمترین چالشهای کشور، دنیاطلبی مسئولین، بروکراسی و محافظه کاری است. همۀ اینها با انقلابی گری در تضاد است. بنابراین، اگر خبرنگاری بخواهد جامعه و کشورش را نجات دهد و آنها را به سمت بهتر شدن سوق دهد، باید خودش انقلابی باشد و همۀ سوژه هایش را در این گفتمان بیابد.
هر فساد و هر مصیبتی که کشور ما در سطوح مختلف با آنها روبروست، در همین سه چهار مورد خلاصه می شود. اگر به نظر من، برجام یک بازگشت بزرگ به عقب است، به خاطر این است که بعضی از مردم یا مسئولین، کم آورده اند. اگر فسادهای متعدد مالی در کشور رخ می دهد و متوقف هم نمی شود، باز به خاطر همان دنیاطلبی و محافظه کاری است. یعنی عده ای از مسئولین، به خاطر منافع شخصی و عدۀ دیگری به خاطر قاطع نبودن در برابر عوامل فساد، به تکرار این فسادها دامن می زنند. هم باید دست مفسدان _در هر سطحی_ قطع شود؛ هم دست کسانی که به هر نحوی خودشان از این سفره سودی می برند؛ ولو نشود به عنوان مفسد محاکمه شان کرد. در عین حال، باید ارادۀ برخورد با فساد را توی سیستم نهادینه کرد. یعنی باید کاری کرد که فساد قبل از آنکه مانند گلولۀ برفی تبدیل به یک بهمن بزرگ شود، در نطفه شناسایی کرد و خشکاند.
البته موافقم که باید روی فرهنگ عمومی هم زیاد کار کرد؛ از فرهنگ مطالبه گری تا فرهنگی حفظ محیط زیست و حتی فرهنگ رانندگی. اینها اگر درست شود، مسئولین مجبور می شوند پاسخگوتر باشند.

 برخی مردم می پندارندخبرنگاران وابسته به جناح های سیاسی یا مراکز قدرت و ثروتند. آیا این ادعا را می پذیرید یاخیر و آیا با چنین وابستگی موافقید؟

این حرف، هم درست است و هم نیست.
درواقع، کانونهای قدرت و ثروت، قطعا عده ای از خبرنگاران و رسانه ها را آلوده یا مرعوب می کنند. اما من آلودگی و وابستگی یا جهل و حماقت مدیران رسانه ها را مؤثرتر از آلودگی یا وابستگی خبرنگاران می دانم. در اغلب موارد، خبرنگاران درگیر قطعه ای از یک پازل اند و خودشان نمی دانند که این پازل قرار است در فضای کلی، چه نقش سیاسی بازی کند. ضمن اینکه اگر خبرنگار به تنهایی بخواهد به خاطر وابستگی به کانونهای ثروت و قدرت حرکتی بکند و آن حرکت در منظومه و پازل کلی رسانۀ متبوعش نگنجد، جلوی حرکتش گرفته می شود.
با این حال، خبرنگاران زیادی هم هستند که مسیر حرکت رسانۀ متبوعشان در یک زمینۀ خاص را عوض می کنند. مثلا رسانه ای به تشخیص یا رفتار خبرنگارش در حوزۀ خودروسازی، اعتماد می کند و اگر آن خبرنگار فساد خودروساز را لاپوشانی کند، رسانه هم عملا کاری از دستش بر نمی آید. یا حتی اگر خبرنگاری بگوید که به نظر من باید دربارۀ این خودروساز فلان رویه را در پیش گرفت، گاهی مدیر رسانه را هم تحت تأثیر قرار می دهد. هرچند تکرار می کنم که تأثیر وابستگی مدیر رسانه خیلی بیشتر از خبرنگار است.

خیلی ازکارشناسان رسانه معتقدند آنچه امروز در پایگاه های خبری کشور مخابره میشود ویژگی های یک خبر را دارا نیست. خبر به معنای اتفاقی که روی داده است در واقع معتقدند خبرنگار با حب و بغض های شخصی اش به خبر جهت می دهد . شماهم تلویحا به این مسئله اشاره کردید. معایب این کار چیست؟

بله؛ درواقع، در اغلب رسانه ها، خبر با غیرخبر خلط شده و ناخبرهای زیادی به جای خبر به مردم داده می شود.
فارغ از بحث های تخصصی حرفه ای، حداقل ضرر این کار، این است که شما توقع مخاطبی را که دنبال خبر آمده، برآورده نمی کنید و او مجبور است جواب سؤال «چه خبر؟» را در جای دیگری دنبال کند و سراغ رسانۀ رقیب برود. این خسارت خیلی بزرگی است.
وقتی ما در صداوسیما به جای خبر، کلیپ برای مردم پخش می کنیم، حتی اگر آن کلیپ برای مخاطب جذاب باشد، دست کم مخاطب دنبال سؤال «چه خبر؟» خودش به رسانه های رقیب هم سرک خواهد کشید. اگر تنها خسارت انتشار ناخبرها به جای خبر همین باشد، خسارت بزرگی است.
البته ما مدیرانی داریم که تصور می کنند اگر به جای خبر، «طنز» تحویل مردم دادند و آنها را سرگرم کردند و مخاطب بخش خبریشان زیاد شد، باز هم خوب است. ولی نمی دانند که مخاطب با خندیدن، از نیازهای خبری اش منصرف نشده است.

 در خلال مصاحبه نقد های فراوانی متوجه هم صنفی های خودمان شد. چطور می توان برخی اصحاب رسانه که راه به خطا برده اند را به مسیر بازگرداند؟

فقط می توانم به هم صنفی های خودم عرض می کنم که بیایید قدر خودمان را بدانیم و خودمان را ارزان نفروشیم. ارزش خبرنگار به این است که همه از اون حساب ببرند. خبرنگاری که حتی یک کارت هدیۀ صد هزار تومانی گرفته، زبانش و قلمش دیگر مانند قبل برنده نیست. من هیچوقت این لذت را با لذت های دیگر عوض نمی کنم که ببینم وزیر در برابر قلم و رسانه ای که من در آن کار می کنم، خاضع است.
ولی می دانم که این حرفها نصیحت پذیر نیست و عمدتا به شخصیت و اهداف آدم ها مربوط است.

 من اینطور نتیجه گرفتم که با وجود همه مشکلات اعم از درآمد کم، ممیزی های متعدد، کار مداوم و همیشه در صحنه بودن علت گرایش بسیاری از جوانان به سمت دنیای خبر و رسانه همان دنیای شیشه ای دیده شدن و استفاده از رانت است که هنوز هم جوانان بسیاری را به سمت این حرفه می کشاند؟

در دنیا چیزی داریم به نام شهوتِ «شهرت» که تا حدودی ابعادش ناشناخته است؛ فارغ از آنکه کسی بخواهد از این شهرت، به منافع مادی و مالی برسد.
بعضی «شهرت» را دوست دارند؛ به خاطر خودش. شهرت را دوست دارند؛ بدون آنکه اهل آن باشند از شهرتشان به نان و نوایی برسند. این، انگیزۀ مهمی برای ورود به بعضی کارها مثل خبرنگاری است.
طبیعتا بعضی هم، خبرنگاری را به خاطر روشنی بخش بودن و تأثیرگذاری دوست دارند و کسی که این لذت را برده باشد، می داند که هیچ لذتی با لذت تأثیرگذاری برابری نمی کند. حالا همین تأثیرگذاری می تواند الهی باشد یا نفسانی. ولی به هر حال، تأثیرگذاری لذتبخش است و من شخصا این تأثیرگذاری را خیلی دوست دارم.

اختصاصی : منبع
ارسال نظر
( انصراف از پاسخگویی )
مرا از نظرات بعدی با خبر کن
مرا فقط از پاسخ به نظرم با خبر کن
کلید را به سمت چپ بکشید

اولین دیدگاه را برای این مطلب ارسال کنید.

مهدی بذرافکن

آنها بچه پولدار نبوده اند، زندگی راحتی هم نداشته اند، تازه حالا که صادقانه اعتراف می کنند:«یک شبه پول دار شده ایم» می خواهند دست خانواده هایشان را هم بگیرند.

اسکار جشنواره فجر

علیرضا غفاری

امسال فیلمی برای اسکار نداریم خیالتان راحت!